امیرمحمد قربانی

در راه شناختن

انسان‌ها

انسان‌ها 150 150 امیرمحمد قربانی

من نشستم و نفس کشیدم، با ریه‌هایی که یک روز از کار می‌افتادند؛ اما هنوز هوای گرم و تمیز زیادی باید به درون راه می‌دادند. بعد به طرفِ کامپیوترِ ابتداییِ زمینیِ گالیور برگشتم و شروع کردم به تایپ، هر توصیه‌ای که برای کمک به یک انسان به فکرم می‌رسید، را نوشتم:   — کنجکاو باش. همه‌چیز را زیر سوال ببر. واقعیت امروز فقط پندارِ فرداست. — موفقیت را هدف قرار نده. تکامل و حیات، تنها به‌خاطر اشتباهات اتفاق می‌افتد. — تا هزار سال دیگر، اگر انسان‌ها آن‌قدر دوام بیاورند، تمام چیز‌های که می‌دانی، رد می‌شوند و توهماتی حتی بزرگ‌تر جای آن‌ها را می‌گیرد. — تو قدرت نگه داشتن زمان را داری. این کار را با بوسیدن انجام می‌دهی. یا با شنیدن موسیقی. در ضمن، موسیقی پیشرفته‌ترین چیزی‌ست که شما دارد. یک قدرت برتر است. — یک وقتی اتفاق‌های بد روی می‌دهند. کسی را داشته باش که به او تکیه کنی.…

ادامه مطلب

ترم یک: دانشجویان ایرانی و خارجی

ترم یک: دانشجویان ایرانی و خارجی 150 150 امیرمحمد قربانی

امروز، دوباره کارگاهی برای ترم یکی‌ها داشتم. جریان این کارگاه‌ها از این قرار هست که از چندی پیش، دانشجویان علوم پایه، هر ترم، یک درس ۰.۲۵ واحدی دارند در قالب فرایندی به نام تم‌های طولی. این ترم، یعنی نیمه‌ی اول سال ۹۶، مدرس دو کارگاه از تم‌های طولی بودم. یکی برای دانشجویان بین‌الملل (غیر ایرانی) ترم یک و یکی برای دانشجویان خودمان که ترم یک هستند. ورودی‌های ۹۶. الان که هر دو کارگاه برگزار شد، می‌خواستم مقایسه‌ای بین این دو داشته باشم. یک ماه پیش بود که کلاس دانشجویان بین‌الملل برگزار شد. عمدتا از هند، پاکستان، افغانستان و عراق بودند. یادم هست که در بین آنان، یک نفر از نیجریه، یک نفر از سومالی، یکی دو نفر از اندونزی بودند. جمعا، ۳۵ دانشجو بودند. نکاتی بود که در مقایسه‌ی این دو کلاس اتفاق افتاد و برایم جالب بودند. می‌خواهم که آن‌ها را در این‌جا بنویسم:   ۱. رابطه‌ی بین دانشجویان:…

ادامه مطلب
زنان

دو ماه در بخش زنان و زایمان

دو ماه در بخش زنان و زایمان 600 400 امیرمحمد قربانی

پیش‌نوشت: این نوشته، صرفا برای خالی کردن خودم است. همین. مهر و آبان را در بخش زنان و زایمان بودم. مهرماه را در بخش زایمان یا همان Obstetrics که به اختصار در بیمارستان آن را OB می‌نامند و آبان ماه را در بخش زنان یا همان Gynecology که به اختصار آن را GYN می‌نامند. اگر کلاس‌های تئوری و روز امتحان را در نظر نگیریم، حداقل ۲۱۳ ساعت در این دو بخش بوده‌ام. فقط می‌خواهم بگویم در کشیک‌های زنان چه یاد گرفتم. همین:   ۱. یاد گرفتم که چگونه کاغذبازی برای سونو انجام دهم. ۲. یاد گرفتم که چگونه در سیستم، درخواست کانسالت (مشاوره) با دیگر بخش‌ها بدهم. ۳. یاد گرفتم که از روی کاغذ پای تخت مریض، دو عدد (ضربان قلب جنین و حرکات جنین) را وارد کاغذ‌های رزیدنت زنان کنم. ۴. یاد گرفتم که چگونه اسم و بیماری مریض را وارد سامانه‌ی (MCMC (Medical Care and Management Center کنم.…

ادامه مطلب
توجه

مدیریت توجه با درخت کاشتن

مدیریت توجه با درخت کاشتن 1200 630 امیرمحمد قربانی

بیش از دو سال پیش بود که با شایان در برنامه‌ای به نام زنگ تفریح در دانشگاه، کارگاهی برای دانش آموزان دبیرستانی برگزار کردیم. شایان در آن کارگاه، اپلیکیشنی به نام Forest را معرفی کرد. این برنامه به عنوان یکی از اپلیکیشن‌های خوب مدیریت زمان به دانش آموزان معرفی شد (آن موقع، در مورد مدیریت توجه نمی‌دانستیم). در نگاه اول، این اپ هم مانند بقیه‌ی اپلیکیشن‌ها به نظر می‌رسد. زمانی را که می‌خواهی مشغول به کار شوی، انتخاب می‌کنی. اپ، به صورت پیش‌فرض بر روی ۲۵ دقیقه تنظیم شده است. شروع را می‌زنی و مشغول به کار می‌شوی. پس از شروع زمان، دانه‌ای کوچک را می‌بینی که جوانه زده است. هر چه زمان بگذرد، گیاه بیشتر رشد می‌کند و در انتها، بر حسب زمانی که در ابتدا انتخاب کردی، به گیاهان مختلفی تبدیل می‌شود. از یک بوته‌ی کوچک گرفته تا یک درخت تنومند. هر چقدر زمان بیشتری به آن توجه کنی،…

ادامه مطلب

یک نقاشی از گوگن – از کجا آمده‌ایم؟ کیستیم؟ به کجا می‌رویم؟

یک نقاشی از گوگن – از کجا آمده‌ایم؟ کیستیم؟ به کجا می‌رویم؟ 3090 1175 امیرمحمد قربانی

به جز نحوه‌ی شخصی خودم برای خواندن پزشکی، تا به حال سیر مطالعاتی نداشتم. تقریبا می‌توانم بگویم از هر کس و هر چیزی که خوشم می‌آمد، می‌خواندم و موضوعی خاص را دنبال نکردم. الان به جایی رسیده‌ام که حس می‌کنم نیاز دارم تا در کنار این کتاب‌های پراکنده، در مورد یک موضوع، عمیق‌تر و دقیق‌تر مطالعه کنم. وقتش است که شبیه حرف T بشوم. در کنار این پراکنده‌خوانی برای طولانی‌تر کردن خط افقی T‌، موضوع یا موضوعاتی را نیز عمیقا مطالعه کرده تا خط عمودی T‌ را بسازم (شاید بد نباشد که مبحث T Students‌ را در متمم دوباره بخوانم). حالا می‌بایست موضوعی انتخاب می‌کردم که در مورد آن عمیق‌تر مطالعه کنم. با خودم فکر کردم که کدام کتاب‌ها و با چه موضوعی بوده است که در این چند وقت، هنگام مطالعه‌ی آن‌ها گذر زمان را متوجه نمی‌شدم و در آن‌ها غرق می‌شدم؟ البته حتی قبل از فکر کردن به…

ادامه مطلب

لحظه‌نگار: مردمکِ فلک

لحظه‌نگار: مردمکِ فلک 150 150 امیرمحمد قربانی

اوایل دبیرستان که بودم، یک تلسکوپ از پدر و مادرم هدیه گرفتم. با آن، ساعت‌ها به سطح ماه و آسمانِ معمولا بی‌ستاره‌ی گرگان نگاه می‌کردم. قبلش لامپ قرمز را روشن می‌کردم. قطب‌نمایم را از کیفش بیرون می‌آوردم و روی نقشه به دنبال صور فلکی می‌گشتم. سعی می‌کردم که برادر کوچکترم را نیز تشویق کنم که به درون تلسکوپ نگاه کند. اولین باری که ماه را به او نشان دادم، رفت پیش مادرم و به او گفت که: مامان، روی ماه سیاهه! کثیفه!   یادم است که نجوم را هیجان‌انگیز و شگفت‌انگیز می‌یافتم. در دوران راهنمایی، کتاب نجوم به زبان ساده را دوست داشتم و بارها به آن برای یافتن جواب‌هایم مراجعه کردم. سیاه‌چاله‌ها برایم پر از معما بود. شب‌های زیادی را با رویاهای مختلف در مورد سیاه‌چاله‌ها سپری می‌کردم. چقدر با هیجان در مورد آلفا-قنطورس می‌خواندم. و وقتی به معادلات و ریاضیات می‌رسید، قسمت‌های عمده‌ی آن را نمی‌فهمیدم. ولی خواندن…

ادامه مطلب

دعوت به شنیدن (۲): فردریک شوپن – پرلود شماره ۴

دعوت به شنیدن (۲): فردریک شوپن – پرلود شماره ۴ 150 150 امیرمحمد قربانی

پرلود بسط و گسترش منطقی یک احساس و ادراک ناب موسیقایی است: حزنی دل‌انگیز شور عشق احساسات قهرمان‌گونه و رویایی اضطراب ترس و حس‌های دیگر. به نظرم، شوپن را می‌توان از برترین پرلود نویسان بر شمرد. شاید به جرئت بتوانم بگویم که پرلود‌های شوپن، بی‌نظیر‌ترین مجموعه‌ی پرلود‌ها هستند. شوپن، این نوازنده‌ی بزرگ پیانو، سراسر دنیای هنری خود را در دنیای کوچک پرلود‌ها جمع کرده است. پرلود‌های شوپن، موسیقی لحظات هست. این قطعات را شوپن متناوبا در لحظات قرار و بی‌قراری ساخته است. به قول شومان، هر یک از این ۲۴ پرلود، ظرافت و درخشندگی خود را دارد. حدود سه سال پیش بود که برای اولین بار پرلود شماره‌ی ۴ شوپن را شنیدم. دفعه‌ی اول، نمی‌دانم چند بار بر روی پلی کلیک کردم. بارها و بارها این موسیقیِ دو دقیقه‌ای تکرار شد. مرا در خود غرق کرد. مرا از خود پُر کرد. پس از آن، این موسیقی عجیب، همدم من شد.…

ادامه مطلب

شوش‌واپ

شوش‌واپ 150 150 امیرمحمد قربانی

در سال ۱۹۸۶، یک قوم‌نگار (ethnographer) کانادایی، به نام Richard Kool، نامه‌ای به میهای چیکسنت‌میهای نوشت. مطالعه‌ی آثار اولیه‌ی این استادِ دانشگاه درباره‌ی جریان (flow)، یادآور پژوهش‌های خودش در مورد قبیله‌ی شوش‌واپ (Shuswap) بود؛ مردمانی بدوی که در Thompson River Valley – بریتیش کلمبیای فعلی در کانادا – زندگی می‌کردند. کول در نامه‌اش نوشته بود که ناحیه‌ی شوش‌واپ «سرزمین وفور نعمت»‌ بود. این ناحیه سرشار از ماهی،‌ جانوران شکاری و ریشه‌ها و میوه‌های خوراکی بود، به طوری که اهالی قبیله‌ی شوش‌واپ برای زنده ماندن نیازی به کوچ نداشتند. آن‌ها روستاهایی بنا کرده بودند و «فناوری‌های استادانه‌ای برای استفاده‌ی بسیار کارآمد از منابع طبیعی» ساخته و پرداخته بودند. دیدگاه‌شان به زندگی‌شان هم، همان اندازه خوب و سرشار بود. اما زُعَمای قوم در این تن‌آسایی خطری نهفته می‌دیدند. به مرور، دنیا کاملا پیش‌بینی‌پذیر می‌شد و چالش از زندگی رخت بر می‌بست و بدون چالش، زندگی معنایی نمی‌داشت. بنابراین، قبیله‌ی شوش‌واپ هر سی…

ادامه مطلب

دعوت به شنیدن (۱): فردریک شوپن – کنسرتو پیانو شماره‌ ۲

دعوت به شنیدن (۱): فردریک شوپن – کنسرتو پیانو شماره‌ ۲ 150 150 امیرمحمد قربانی

پیش‌نوشت: مدت‌ها پیش پستی نوشته بودم و در آن گفته بودم که می‌خواهم خودم و بقیه را به شنیدن موسیقی دعوت کنم. در این راستا می‌خواهم مجموعه‌ای از پست‌ها را با نام دعوت به شنیدن شروع کنم. در هر کدام از آن‌ها یک قطعه را قرار می‌دهم و کمی در مورد آن می‌نویسم. در کنار این پست‌ها، نوشتن در مورد «چگونه شنیدن» را هم شروع می‌کنم. این پست اولین نوشته از مجموعه‌ی دعوت به شنیدن خواهد بود.

ادامه مطلب

حفظ کردن اطلاعات در عصر حاضر ضروری است؟

حفظ کردن اطلاعات در عصر حاضر ضروری است؟ 150 150 امیرمحمد قربانی

پیش نوشت: سوالی در مورد حفظ کردن در اولین پست از مجموعه‌ی مسیر پزشکی خواندن در عصر دیجیتال مطرح کردم: اینترنت هست و من هر وقت بخواهم سرچ می‌کنم. آیا حفظ کردن ضروری است؟ در این نوشته و ادامه‌اش سعی می‌کنم که به پاسخی برای این سوال برسم.

ادامه مطلب