امیرمحمد قربانی

در راه شناختن

شعری کوتاه از سیلوراستاین: دونالد ناشنوا

شعری کوتاه از سیلوراستاین: دونالد ناشنوا 150 150 امیرمحمد قربانی

دونالد ناشنوا، شعری کوتاه از سیلوراستاین است.   ترجمه‌ی آن را از کتاب چراغی زیر شیروانی، نوشته‌ی شل سیلوراستاین، ترجمه‌ی رضی هیرمندی، انتشارات شولا در این‌جا می‌گذارم. اگرچه معتقدم، اصلا به زیبایی متن اصلی آن نیست.

ادامه مطلب

اول کتاب چه می‌نویسید؟

اول کتاب چه می‌نویسید؟ 150 150 امیرمحمد قربانی

اشتباه نکنید. منظورم کتاب‌هایی نیست که می‌خواهیم کادو بدهیم. منظورم کتاب‌های خودمان است. نمی‌دانم عادت‌های موقعِ کتاب خواندن شما چگونه است. در آن خط می‌کشید یا نمی‌کشید. از ماژیک‌های هایلایت استفاده می‌کنید یا نه. از یک رنگ استفاده می‌کنید یا از چند رنگ. حاشیه‌نویسی انجام میدید یا فیش‌نویسی می‌کنید و کاغذ در آن می‌گذارید. جلد و صفحه‌های کتاب را تا می‌زنید یا معتقدید کتاب باید جوری خوانده شود که بعد از اتمام خواندن، هنوز هم مانند لحظه‌ی خرید باشد. برای این که تا چه صفحه‌ای خواند‌ه‌اید یک نشانه می‌گذارید یا این که گوشه‌ی صفحه را لا می‌زنید؟ و این که:…

ادامه مطلب

هنوخ شوئن لاین پورپورا

هنوخ شوئن لاین پورپورا 150 150 امیرمحمد قربانی

قبل از ورود به دانشکده‌ی پزشکی بود که با بیماری هنوخ شوئن لاین پورپورا (Henoch–Schönlein Purpura) آشنا شدم. در یکی از اپیزودهای House MD. از همان موقع اسم آن برایم جذاب بود. (البته من تنها کسی نیستم که اسم این بیماری را جذاب می‌داند. احتمالا به خاطر تلفظ بامزه‌ی آن است). هنوخ شوئن لاین پورپورا جزو بیماری‌هایی هست که در آن، رگ‌ها دچار مشکل می‌شوند. التهابی درون آن‌ها شکل می‌گیرد و متعاقب آن، کلیه‌ی علامت‌های بیماری به وجود می‌آید.   روز اول بخش جنرال بود که متوجه شدم یک بیماری داریم که هنوخ شوئن لاین پورپورا دارد. انکار نمی‌کنم که اشتیاق…

ادامه مطلب

دعوت به شنیدن (۳): مهتاب از دبوسی

دعوت به شنیدن (۳): مهتاب از دبوسی 150 150 امیرمحمد قربانی

آخرین چیزی که گوش دادم، آهنگی بود به اسم کلیر دو لون. اثر دبوسی بود. این نز‌دیک‌ترین بازنمایی فضا بود که تا آن موقع شنیده بودم و آن‌جا ایستاده بودم، وسط اتاق، خشک شده از این شوک که یک انسان توانسته چنین صدای زیبایی خلق کند. زیبایی‌اش مرا به وحشت انداخت. از کتاب انسان‌ها – نوشته‌ی مت هیگ   در مورد کتاب انسان‌ها در پست قبل نوشتم. در قسمتی از کتاب، این موجود بی‌نام دوست‌داشتنی، به موسیقی گوش می‌دهد. یکی از این قطعات، قطعه‌ی مهتاب از دبوسی بود. توصیف بالا، توصیف او از قطعه‌ی مهتاب است.   وقتی آن را…

ادامه مطلب

انسان‌ها

انسان‌ها 150 150 امیرمحمد قربانی

من نشستم و نفس کشیدم، با ریه‌هایی که یک روز از کار می‌افتادند؛ اما هنوز هوای گرم و تمیز زیادی باید به درون راه می‌دادند. بعد به طرفِ کامپیوترِ ابتداییِ زمینیِ گالیور برگشتم و شروع کردم به تایپ، هر توصیه‌ای که برای کمک به یک انسان به فکرم می‌رسید، را نوشتم:   — کنجکاو باش. همه‌چیز را زیر سوال ببر. واقعیت امروز فقط پندارِ فرداست. — موفقیت را هدف قرار نده. تکامل و حیات، تنها به‌خاطر اشتباهات اتفاق می‌افتد. — تا هزار سال دیگر، اگر انسان‌ها آن‌قدر دوام بیاورند، تمام چیز‌های که می‌دانی، رد می‌شوند و توهماتی حتی بزرگ‌تر جای…

ادامه مطلب

ترم یک: دانشجویان ایرانی و خارجی

ترم یک: دانشجویان ایرانی و خارجی 150 150 امیرمحمد قربانی

امروز، دوباره کارگاهی برای ترم یکی‌ها داشتم. جریان این کارگاه‌ها از این قرار هست که از چندی پیش، دانشجویان علوم پایه، هر ترم، یک درس ۰.۲۵ واحدی دارند در قالب فرایندی به نام تم‌های طولی. این ترم، یعنی نیمه‌ی اول سال ۹۶، مدرس دو کارگاه از تم‌های طولی بودم. یکی برای دانشجویان بین‌الملل (غیر ایرانی) ترم یک و یکی برای دانشجویان خودمان که ترم یک هستند. ورودی‌های ۹۶. الان که هر دو کارگاه برگزار شد، می‌خواستم مقایسه‌ای بین این دو داشته باشم. یک ماه پیش بود که کلاس دانشجویان بین‌الملل برگزار شد. عمدتا از هند، پاکستان، افغانستان و عراق بودند.…

ادامه مطلب
زنان

دو ماه در بخش زنان و زایمان

دو ماه در بخش زنان و زایمان 600 400 امیرمحمد قربانی

پیش‌نوشت: این نوشته، صرفا برای خالی کردن خودم است. همین. مهر و آبان را در بخش زنان و زایمان بودم. مهرماه را در بخش زایمان یا همان Obstetrics که به اختصار در بیمارستان آن را OB می‌نامند و آبان ماه را در بخش زنان یا همان Gynecology که به اختصار آن را GYN می‌نامند. اگر کلاس‌های تئوری و روز امتحان را در نظر نگیریم، حداقل ۲۱۳ ساعت در این دو بخش بوده‌ام. فقط می‌خواهم بگویم در کشیک‌های زنان چه یاد گرفتم. همین:   ۱. یاد گرفتم که چگونه کاغذبازی برای سونو انجام دهم. ۲. یاد گرفتم که چگونه در سیستم،…

ادامه مطلب
توجه

مدیریت توجه با درخت کاشتن

مدیریت توجه با درخت کاشتن 1200 630 امیرمحمد قربانی

بیش از دو سال پیش بود که با شایان در برنامه‌ای به نام زنگ تفریح در دانشگاه، کارگاهی برای دانش آموزان دبیرستانی برگزار کردیم. شایان در آن کارگاه، اپلیکیشنی به نام Forest را معرفی کرد. این برنامه به عنوان یکی از اپلیکیشن‌های خوب مدیریت زمان به دانش آموزان معرفی شد (آن موقع، در مورد مدیریت توجه نمی‌دانستیم). در نگاه اول، این اپ هم مانند بقیه‌ی اپلیکیشن‌ها به نظر می‌رسد. زمانی را که می‌خواهی مشغول به کار شوی، انتخاب می‌کنی. اپ، به صورت پیش‌فرض بر روی ۲۵ دقیقه تنظیم شده است. شروع را می‌زنی و مشغول به کار می‌شوی. پس از…

ادامه مطلب

یک نقاشی از گوگن – از کجا آمده‌ایم؟ کیستیم؟ به کجا می‌رویم؟

یک نقاشی از گوگن – از کجا آمده‌ایم؟ کیستیم؟ به کجا می‌رویم؟ 3090 1175 امیرمحمد قربانی

به جز نحوه‌ی شخصی خودم برای خواندن پزشکی، تا به حال سیر مطالعاتی نداشتم. تقریبا می‌توانم بگویم از هر کس و هر چیزی که خوشم می‌آمد، می‌خواندم و موضوعی خاص را دنبال نکردم. الان به جایی رسیده‌ام که حس می‌کنم نیاز دارم تا در کنار این کتاب‌های پراکنده، در مورد یک موضوع، عمیق‌تر و دقیق‌تر مطالعه کنم. وقتش است که شبیه حرف T بشوم. در کنار این پراکنده‌خوانی برای طولانی‌تر کردن خط افقی T‌، موضوع یا موضوعاتی را نیز عمیقا مطالعه کرده تا خط عمودی T‌ را بسازم (شاید بد نباشد که مبحث T Students‌ را در متمم دوباره بخوانم).…

ادامه مطلب

لحظه‌نگار: مردمکِ فلک

لحظه‌نگار: مردمکِ فلک 150 150 امیرمحمد قربانی

اوایل دبیرستان که بودم، یک تلسکوپ از پدر و مادرم هدیه گرفتم. با آن، ساعت‌ها به سطح ماه و آسمانِ معمولا بی‌ستاره‌ی گرگان نگاه می‌کردم. قبلش لامپ قرمز را روشن می‌کردم. قطب‌نمایم را از کیفش بیرون می‌آوردم و روی نقشه به دنبال صور فلکی می‌گشتم. سعی می‌کردم که برادر کوچکترم را نیز تشویق کنم که به درون تلسکوپ نگاه کند. اولین باری که ماه را به او نشان دادم، رفت پیش مادرم و به او گفت که: مامان، روی ماه سیاهه! کثیفه!   یادم است که نجوم را هیجان‌انگیز و شگفت‌انگیز می‌یافتم. در دوران راهنمایی، کتاب نجوم به زبان ساده…

ادامه مطلب