از خاطرات کلینیک: تابویی بزرگ

پشت میز کوچکی در کنار میز استاد نشسته بودم. یک چهارشنبه‌ی دیگر بود و از ۴ تا ۸ درمانگاه. فکر می‌کردیم دیگر بیماری نمانده‌ست؛ میخواستم برم چای و قهوه و بیسکویت همیشگی درمانگاه را بیاورم که خود استاد، طبق معمول، من را شرمنده کرد و خودش به سمت فلاسک آبجوش …

ادامه‌ی مطلب

راهی شاید مؤثر برای کم‌تر سر زدن به شبکه‌های اجتماعی

متوجه شده بودم که مدتی است وقت زیادی را در تلگرام می‌گذرانم (دو سالی شد که اینستاگرام نیستم). شاید متاسفانه به دو ساعت هم برسد. درست است که همه‌ش بحث‌های سطحی و ساده نیست ولی خب باز هم وقت زیادی است. دو راه را شروع کردم: ۱. نمی‌دانم شما با …

ادامه‌ی مطلب

آشتی با گم‌گشتگی و ابهام

صدها چیزی که از انجام‌شان در زندگی نفرت داریم می‌دانیم، اما همه‌ی خواسته‌های‌مان مبهم‌اند. هیچ تصویر روشنی از از این که آرزوهای‌مان را دقیقا در چه مسیری باید هدایت کنیم نداریم. می‌خواهیم چیز‌ها را عوض کنیم. می‌خواهیم یک کار جالب و ارزشمند انجام دهیم. اما نمی‌توانیم علایق خود را در …

ادامه‌ی مطلب

یک هفته در فرودگاه

ساعت ۲:۲۰ دقیقه بود که از خواب ۳۵ دقیقه‌ایِ کوتاهی بیدار شدم. ناگهان یادم آمد که ساعت ۴ جایی قرار دارم. حدود ۳:۲۰ باید از خانه بیرون می‌آمدم تا به آن مترو برسم که مرا سر وقت می‌رساند. حدود یک ساعتی وقت داشتم. ناهار نخورده بودم ولی گشنه هم نبودم. …

ادامه‌ی مطلب

سی سال مراجعه نکردن به پزشک

این‌روزها مطالعات گسترده‌ای در مورد غده‌ی تیروئید دارم. هر چیزی را که راجع به آن بیابم، می‌خوانم. کیس‌های مختلف از سراسر جهان را نگاه می‌کنم. مطالعات و تحقیقات جدید را می‌بینیم. رفرنس‌های مختلف را نگاه می‌کنم. سایت‌های مختلف. از آپ‌تو‌دیت تا Forgotten diseases. خلاصه، هر چیزی که راجع به تیروئید …

ادامه‌ی مطلب

جستارهایی در باب عشق

۲۵ سال پیش بود که آلن دوباتن جستارهایی در باب عشق را نوشت (۱۹۹۳). کتابی را که دوباتنِ ۲۴ ساله نوشته بود، منِ ۲۲ ساله، این چند روز می‌خواندم و از حرف‌های آن مغزِ ۲۴ ساله لذت می‌بردم. البته می‌دانیم که سن و سال و شعور، ربط چندانی به هم ندارند. نام …

ادامه‌ی مطلب

دعوت به شنیدن (۴): اسپارتاکوس – آرام خاچاطوریان

مطمئن نیستم که اولین بار چه کسی این قطعه را به من معرفی کرد. یا اولین بار کجا بود که شنیدمش. اما یک چیزی را مطمئنم. بی‌شک یکی از زیباترین آداجیو‌های ممکن است. البته باید بگویم که آداجیو نام قطعه نیست. وقتی واژه‌ی آداجیو بر اول قطعه‌ای گذاشته می‌شود تنها یک …

ادامه‌ی مطلب

در مورد تکست خواندن در پزشکی

تقریبا تمام اطرافیانم می‌دانند که از مخالفان سرسخت نواریون به عنوان منبع اصلی هستم. نواریون نامی است که عده‌ای که ورودی‌های دهه‌ی هفتادِ پزشکی (شاید هم اواخر شصت) در شیراز بودند، رواج دادند. آن‌ها، با آن ضبط صوت‌های قدیمی که نوار می‌خورد، صدای استاد را ضبط می‌کردند و هر دفعه، …

ادامه‌ی مطلب

از خاطرات بخش: مردن به خاطر دو کیلو آلو سیاه

پیش نوشت: این خاطره مال من نیست، برای یکی از اساتیدم است. از بخت‌یاری من بود که هشت روز با یکی از بهترین پزشک‌ها و اساتید نفرولوژی ایران راند کردم. قسمتی از نیمه‌ی دوم دی ماه را با استاد محمدمهدی ثاقب بودم. به جرئت می‌توان گفت از برترین پزشکان این …

ادامه‌ی مطلب

لذت یک تشخیص درست – CPC

بعد از بیش از دو سال، بالاخره دوباره یک جلسه‌ی CPC برگزار شد. جلسه‌ای که ۹۰ روز برای برگزاری‌اش تلاش کردم. به قول استاد امینیان عزیز – که در این جلسه‌ی CPC خیلی به من لطف داشتند – از بهترین جلسات CPC آن است که یک Uncommon presentation of a …

ادامه‌ی مطلب