پهلوان اکبر میمیرد
روزهای نخست فروردین بود. هنوز جنگ بود. پیامی کوتاه آمد که او دیگر بین ما نیست و من نمیدانستم که در تمام این مدت، او مشغول مردنش بود. فکر میکردم بیماریاش تمام شده. فکر میکردم همه چیز گذشته. اما انگار سرطان هنوز سر جایش بود و او دیگر نبود. آخرین عکس را که در آخرین […]