گفتگویی با امین در مورد پزشکی – رادیو کارنکن

امین آرامش از دوست‌هایی است که به واسطه‌ی متمم، بخت خوش آشنایی با او را داشتم. امین از مدتی پیش، رادیو «کار نکن» را راه انداخت. هنگامی که اولین بار ایده‌ی او را خواندم، به یاد حرف محمدرضا افتادم که می‌گفت: امین، در پادکستش، با افرادی به صحبت می‌پردازد که …

ادامه‌ی مطلب

دوران بالینی (۲): اگر شما شاگردشید، استادتون دیگه کیه؟

من دو هفته در بخش او بودم. بخشی که خودش تأسیس کرده بود. او اما، تنها چند روز توانست بیاید. یکی از استیودنت‌ها آنفلوانزا داشت و چندان رعایت نمی‌کرد. سن او نیز بالا بود. آنفلوانزا یک هفته‌ای خانه‌نشینش کرد. اما کتابش را تهیه کردم و هر از گاهی به سراغش …

ادامه‌ی مطلب

دوران بالینی (۱): تمرین تصمیم‌گیری

نفر یک بورد فوق تخصصی بود. بر کتاب هم تسلط کامل داشت. حواسش نیز جمع بود و به کوچک‌ترین چیزها توجه می‌کرد. اما در یک ماه، فقط سه نفر را مرخص کرد – در بخشی که به طور معمول، روزی سه نفر باید ترخیص شوند. از آن سه نفر مرخص‌شده …

ادامه‌ی مطلب

هفت گناه کبیره در پزشکی

چهارشنبه – بیست و شش / دوازده / هزار و سیصد و بیست و شش خورشیدی آن روز صبح، ریچارد آشرِ ۳۶ ساله، متخصص در دو رشته‌ی خون و غدد، قدم‌زنان، با هاله‌ی هنوزکوچکی از اندوه که همراهش بود، وارد حیاط بیمارستان شد. بیمارستانی که قامت عمرش، به بیش از …

ادامه‌ی مطلب

هریسون و فاوچی و طراحی جلد و آن نور مرموز

در آستانه‌ی ورود به فیزیوپات بودم که اصول طب داخلی هریسون (Harrison’s Principles of Internal Medicine) را خریدم. آن زمان، ویرایش نوزدهم کتاب، آخرین نسخه‌اش بود. کتابی که اولین ویرایشش، سال ۱۹۵۰ نوشته شد. طراحی جلد را نگاه کردم. در همان صفحات نخست نوشته بود که این طراحی کامپیوتری، HIV …

ادامه‌ی مطلب

جایزه‌های نوبل فیزیولوژی و پزشکی

هنله فقط یک لوپ در کلیه نبود؛ انسانی بود که شجاعانه به مخالفت با باورهای غالب آن زمان در مورد بیماری‌های عفونی پرداخت. کخ کسی هست که به او مدیونیم؛ نامش خلاصه‌شده در یک باسیل نیست. صدها نفر دیگر نیز این‌گونه هستند. اما برای ما تنها نامشان به بیماری‌ها و …

ادامه‌ی مطلب

یک بازگشت

به سال ۱۳۹۲ برمی‌گردم. قبل از شروع دانشگاه. به زمانِ ۱۸ سالگی. به عکسی که برای آن زمان است نگاه می‌کنم. شاید که این یادآوری راحت‌تر شود. به انتخاب‌هایی که از آن زمان تا اکنون – پاییز ۹۹ – داشته‌ام، فکر می‌کنم. اکنون که دوران اینترنی‌ام به نیمه رسیده و …

ادامه‌ی مطلب

در مسیر پزشک شدن و پزشک ماندن: یک نقشه‌ی راه

سال ۱۳۹۵، هنگامی که این وبلاگ را شروع کردم، در قسمت درباره‌ی من نوشته بودم: معتقدم روش فعلی آموزش پزشکی، از من یک پزشک می‌سازد که قرار بود ده سال پیش طبابت کند و مرا برای پزشکی آینده تربیت نمی‌کند. پنج سالی از آن زمان می‌گذرد و این موضوع هنوز …

ادامه‌ی مطلب

با سایه – شعرخوانی ۹ شهریور ۹۹ | می‌بینم…

سایه شعرخوانی ۹ شهریور

چند ساعتی است از سفر فشرده‌ی یک روزه برگشته‌ام. خسته‌ام؛ اما، نمی‌دانم چرا خوابم نمی‌برد. به یاد شعرخوانیِ ۹ شهریور ۹۹ هوشنگ ابتهاج (سایه) افتادم. به سراغش رفتم. به این لحظه‌ی آخر رسید. بارها و بارها نگاهش کردم. چشمان سایه را. این تصویرِ آینده را. باز دوباره پخشش کردم و …

ادامه‌ی مطلب

محمدرضا شجریان | چندین هزار امیدِ بنی‌آدم

با دود عود بود که عاشق محمدرضا شجریان شدم. آن تصنیف را روی تکرار می‌گذاشتم و ساعت‌ها و ساعت‌ها تنها به همان گوش می‌سپردم. آرام گوش می‌دادم تا به بیت آخرِ غزلِ مولانا برسد و با شجریان زمزمه کنم: در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دلوز آتش …

ادامه‌ی مطلب