امیرمحمد قربانی

در راه شناختن

خاطرات بخش: شعور فرزند داشتن

خاطرات بخش: شعور فرزند داشتن 150 150 امیرمحمد قربانی

دوباره همان بخش. همان راهرو. همان اتاق‌ها. دوباره همان شکم‌های بر‌آمده و راه رفتن‌های سخت ناشی از آن، همان دست و پاهای ورم کرده، همان چشم‌های زرد شده. دوباره لمس کردن همان کبد‌های بی‌زبان سخت شده که دیگر نمی‌توانند جور بدن بیمار را بکشند. همان کبد‌های از کار افتاده. دوباره اندیشیدن به همان موضوع. ۱ همان کشیک‌های اول این بخش بود که نیمه‌های شب مادری با فرزند ۲ ساله‌اش به بخش آمد. کلافه بود و حوصله‌ی توضیح دادن بیماری کودک را نداشت. فرزند بی‌قرارش را در آغوش گرفته بود و بی‌صبرانه منتظر بود که از اتاق بیرون بروم. به او…

ادامه مطلب

بحران هویت و معنا

بحران هویت و معنا 150 150 امیرمحمد قربانی

۱. بحران پیش رو تو گویی هر کدام از ما، در لحظه‌ی به دنیا آمدن، قطعه زمینی داریم. قطعه زمینی خالی. کم کم نقشه‌ای می‌کشیم و در این قطعه زمین، خانه‌ای می‌سازیم. مصالح مختلف می‌آوریم و با آن‌ها زمین‌مان را آباد می‌کنیم.  برخی ترجیح می‌دهیم خانه‌ای چوبی داشته باشیم و یک طبقه. با باغچه‌ای کوچک که یک درختچه‌ی گل کاغذی سفید در آن است. برخی خانه‌ای سنگی می‌خواهیم با یک شومینه که در آن چوب‌ها مشغول سوختن هستند. در حیاط یک درخت انجیر وجود دارد. شاید هم تعدادی خانه‌ای خواهند با کاه و گل و یک گل یخ در حیاط.…

ادامه مطلب

چند نکته در مورد ریتالین و دوپینگ با آن

چند نکته در مورد ریتالین و دوپینگ با آن 150 150 امیرمحمد قربانی

بسته‌ی قرص را در دست می‌گیری. قرص سفید کوچک را در میاوری. به آن نگاه می‌کنی و به امتحانت فکر می‌کنی. به این که از بقیه عقب‌تر هستی. به این که نمی‌توانی به اندازه‌ی دوستانت درس بخوانی. به این که آن‌ها قبول می‌شوند و تو درجا خواهی زد. چشمانت را می‌بندی. تصمیم‌ات را می‌گیری. به سرعت دستت را به سمت دهانت می‌آوری و قرص را می‌خوری و جرعه‌ای کوچک از آب، آن را همراهی می‌کند. قرص سفید با آن خط در وسطش که می‌گوید می‌توانی مرا نصف کنی، در دستگاه گوارش تو کوچک و کوچک‌تر می‌شود. تا آن‌جا که دیگر…

ادامه مطلب

دعوت به شنیدن (۸): تیلمان – گفت‌وگویی بین ترومپت و ارکستر

دعوت به شنیدن (۸): تیلمان – گفت‌وگویی بین ترومپت و ارکستر 150 150 امیرمحمد قربانی

چند روز پیش به سراغ یکی از کتاب‌های فراموش‌شده‌ی کتابخانه‌ام رفتم: سرگذشت پیانوهرولد شونبرگپرتو اشراق نام پرتو اشراق چقدر برایم آشنا بود. نزدیک صفحه‌ی چهلم کتاب بود که یادم آمد نام او را کجا شنیده‌ام. دوم دبستان که بودم، جلد دوم مجموعه‌ی هری پاتر را از دوستی هدیه گرفتم. پرتو اشراق مترجم آن بود. یادم است که خواندن هری‌پاتر را از جلد دومش شروع کردم. جلد اول را نداشتم و نخوانده بودم. مستقیما به سراغ کتاب هدیه رفتم. آن خاطرات به خاطرم آمد و خواندن این کتاب را برای‌ام، لذت‌بخش‌تر کرد. حاصل مطالعه‌ی ۴۰ صفحه‌ی اول، آشنایی با آهنگسازی بود…

ادامه مطلب

سه‌گانه‌ی دوقلوها: دفتر بزرگ، مدرک، دروغ سوم – آگوتا کریستوف

سه‌گانه‌ی دوقلوها: دفتر بزرگ، مدرک، دروغ سوم – آگوتا کریستوف 150 150 امیرمحمد قربانی

تیر ماه ۹۷ بود که به کتاب‌فروشی‌ای رفتم که تعداد زیادی از کتاب‌هایم را از او خریده‌ام. از آن شب‌های پرسه‌زنی در میان کتاب‌ها بود. از این قفسه به قفسه‌ای دیگر رفتن. جلوی هر کدام چند لحظه‌ای متوقف شدن. کتابی را درآوردن. نوشته‌ی پشت جلد را خواندن. به رنگ و طراحی جلدش، به کاغذش، به فهرستش، به طراحی صفحاتش و به مقدمه‌اش نگاه کردن. و کتاب را سر جایش گذاشتن. بی‌مقدمه ازم پرسید: «دفتر بزرگ» را خواندی؟ نخوانده بودمش. حتی اسمش را نشنیده بودم. کتاب را از قفسه‌ای مهجور و دورافتاده – از آن گوشه‌ی انتهایی کتاب‌فروشی –  برایم آورد.…

ادامه مطلب

خاطرات بخش: شکار اختاپوس – تاکوتسوبو

خاطرات بخش: شکار اختاپوس – تاکوتسوبو 150 150 امیرمحمد قربانی

در راهروی خوابگاه کسی را ندیدم. به اتاقی که صبح نامم را بر قطعه‌ای دستمال کاغذی نوشته و روی تخت گذاشته بودم، رفتم. در اتاق هم، کسی نبود. عقربه‌ی کوچک ساعت در حال نزدیک شدن به یک بود. کارهایم را انجام داده بودم. به سراغ دوباره‌خوانی یکی از کتاب‌هایم می‌خواستم بروم. یکی از دوستانم نسخه‌ی صوتی آن را به من معرفی کرده بود و به انتخاب‌هایش باور داشتم. در ابتدای شروع کتاب صوتی، حرفی از سنکا که از اواسط کتاب آن را انتخاب کرده بود، خودنمایی می‌کرد: چه لزومی دارد برای اجزای زندگی گریه کنیم؟کل زندگی گریه دارد. کتاب را…

ادامه مطلب

خاطرات بخش: The Show Must Go On

خاطرات بخش: The Show Must Go On 150 150 امیرمحمد قربانی

بیپ بیپ بیپ. سکوت. کسی بیدار نیست. کسی حرف نمی‌زند. بیپ بیپ بیپ. دوباره چند ثانیه بعد، از بلند‌گویِ قلبِ چندین بیمار، این ریتم سه ضربی به گوش می‌خورد. حدود ۴ صبح است. کارهایم را انجام دادم. شرح حال را از بیماران جدید گرفتم. چند سوال از آن‌ها داشتم و چند معاینه‌ی کوچک باقی مانده بود. اما هیچ کدام اورژانسی نیستند. صبح به سراغشان خواهم رفت. حال همه‌ی مریض‌ها مثل قبل است و نسبتا وضعیت پایداری دارند. می‌شود این دو سه ساعت باقی مانده تا کلاس ۷:۳۰ صبح را خوابید. خوابگاه دور به نظر می‌رسد. انرژی‌ای که قرار است برای…

ادامه مطلب

برای دانشجویان پزشکی: چه مطالبی را از رفرنس بخوانم؟

برای دانشجویان پزشکی: چه مطالبی را از رفرنس بخوانم؟ 150 150 امیرمحمد قربانی

توضیح نخست: من نه زیاد می‌دانم و نه زیاد می‌خوانم و نه این راه را تا انتها پیموده‌ام. در این جاده، هنوز همان اوایل راه هستم. هنوز مشغول تماشای اطراف هستم. بر سر دوراهی‌ها درنگ می‌کنم و برخی اوقات، – حتی برای روزها – صبر می‌کنم تا یک جاده را در این راه انتخاب کنم. از کسانی که در راه می‌بینم، آدرس می‌پرسم و در تلاشم که خانه‌ای را پیدا کنم. خانه‌ای که عدم تعادل مناسب من در آن قرار دارد. عدم تعادل مناسب در بین خواندن دروس از کتب مرجع و رفرنس و از منابع دیگر. فعلا از چند…

ادامه مطلب

خاطرات بخش: دست‌های تو با من آشناست

خاطرات بخش: دست‌های تو با من آشناست 150 150 امیرمحمد قربانی

روزهای تابستانی مرداد را در اتفاقات گوش، حلق و بینی (ENT) در بیمارستان خلیلی می‌گذرانم. اتفاقاتی که اگر روزی معمولی باشد، حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ مریض دارد. شنبه، ۱۳ مرداد، کشیک داشتم. از همان ابتدای صبح، بیمارها و بیماری‌ها در پشت در اتاق معاینه صف کشیده بودند. نسبت به کشیک قبلی شلوغ‌تر بود و تا نیمه‌های شب، بی‌وقفه می‌آمدند. مرد ۳۰ ساله‌ای که برای رفع عفونت، سیر در گوش خود کرده بود. ثمین ۳ ساله که خواهر دوقلویش برگ درخت را در بینی ثمین فرو کرده بود و وقتی که او را نگه داشتم تا رزیدنت برگ را از بینی‌اش…

ادامه مطلب

برای کنکوری‌ها (۲): انتخاب رشته و پزشکی – علاقه، خستگی و بی‌انگیزگی، استعداد‌

برای کنکوری‌ها (۲): انتخاب رشته و پزشکی – علاقه، خستگی و بی‌انگیزگی، استعداد‌ 150 150 امیرمحمد قربانی

پیش‌نوشت: کمی طولانی است. قستمی تکراری است. تاحدی پراکنده است. زیادی آلوده به مدل ذهنی من است. ممکن است از نظر دیگر دانشجویان پزشکی یا پزشکان یا اساتید درست نباشد. آن‌ها را با این دید بخوانید که صرفا نظر یک نفر دیگر را بدانید؛ شاید کمکی باشد برای انتخاب مسیر آینده و پاسخی باشد برای برخی از پرسش‌ها. پیش‌نوشت ۲: این نوشته قسمت اولی نیز دارد که در مورد مراحل تحصیل در پزشکی است. مقدمه‌ای به نسبت طولانی دیروز فرصتی پیش آمد تا دوست قدیمی خود را دوباره ببینم. دیدار با علیرضا استدلال یک ویژگی جالب دارد. همیشه آن‌‌قدر حرف‌های جدید…

ادامه مطلب