اعتراف:‌ فرار از انتخاب (برای دانشجویان پزشکی)

در این بخش – اتفاقات نورولوژی – به قدری درگیر بیمارستان شده‌ام که تنها کاری که در رابطه با وبلاگم توانستم بکنم، تایید و خواندن کامنت‌ها بود. هر شب چند خطی می‌نوشتم و با به خواب رفتن پشت میز، این نوشتن پایان می‌یافت. امروز مرخصی هستم که توانستم این مطلب …

ادامه‌ی مطلب

آیینه‌‌ی تمنا (Erised) – برای روزهای پایانی سال

چند قدمی بردار. روبه‌روی این آیینه بایست و به درونش نگاه کن. این همانند دیگر آیینه‌ها نیست. بلندای آن به بلندی سقف است و قاب طلایی پر نقش و نگاری،‌ به دور آن وجود دارد. شکوهی که در آن وجود دارد، تو را به سکوت وا می‌دارد. نگاهت به نوشته‌ای …

ادامه‌ی مطلب

بی‌انتها از کتاب‌ها – مصیبت‌های شاغل بودن

خوشبختانه، چند وقتی هست که برنامه‌ی کتاب‌خوانی‌ام را همیشه دارم. حتی در کشیک‌ها. اما موضوعی که از آن راضی نبودم، تعهد به نوشتن هست. دلم می‌خواهد بیشتر بنویسم؛ بهتر بنویسم و ساختارمندتر بنویسم. هدف ایجاد این نوشته،‌ همین است. این نوشته، پیوسته در حال به‌روز‌رسانی خواهد بود و فعلا تمامی …

ادامه‌ی مطلب

چه می‌شنوی؟

قطعه‌ی زیر را پخش کن. ببین می‌توانی تا آخر آن را گوش دهی؟ چه می‌شنوی؟ خسته شدی؟ حوصله‌ات سر رفته است؟ کلافه شده‌ای؟ فکر می‌کنی که آهنگساز تو را به سخره گرفته است؟ چه فکر می‌کنی؟ نخست به آن خوب گوش بسپار و سپس ادامه را بخوان. این قطعه را …

ادامه‌ی مطلب

خاطرات بخش: شعور فرزند داشتن

دوباره همان بخش. همان راهرو. همان اتاق‌ها. دوباره همان شکم‌های بر‌آمده و راه رفتن‌های سخت ناشی از آن، همان دست و پاهای ورم کرده، همان چشم‌های زرد شده. دوباره لمس کردن همان کبد‌های بی‌زبان سخت شده که دیگر نمی‌توانند جور بدن بیمار را بکشند. همان کبد‌های از کار افتاده. دوباره …

ادامه‌ی مطلب

بحران هویت و معنا

۱. بحران پیش رو تو گویی هر کدام از ما، در لحظه‌ی به دنیا آمدن، قطعه زمینی داریم. قطعه زمینی خالی. کم کم نقشه‌ای می‌کشیم و در این قطعه زمین، خانه‌ای می‌سازیم. مصالح مختلف می‌آوریم و با آن‌ها زمین‌مان را آباد می‌کنیم.  برخی ترجیح می‌دهیم خانه‌ای چوبی داشته باشیم و …

ادامه‌ی مطلب

چند نکته در مورد ریتالین و دوپینگ با آن

بسته‌ی قرص را در دست می‌گیری. قرص سفید کوچک را در میاوری. به آن نگاه می‌کنی و به امتحانت فکر می‌کنی. به این که از بقیه عقب‌تر هستی. به این که نمی‌توانی به اندازه‌ی دوستانت درس بخوانی. به این که آن‌ها قبول می‌شوند و تو درجا خواهی زد. چشمانت را …

ادامه‌ی مطلب

دعوت به شنیدن (۸): تیلمان – گفت‌وگویی بین ترومپت و ارکستر

چند روز پیش به سراغ یکی از کتاب‌های فراموش‌شده‌ی کتابخانه‌ام رفتم: سرگذشت پیانوهرولد شونبرگپرتو اشراق نام پرتو اشراق چقدر برایم آشنا بود. نزدیک صفحه‌ی چهلم کتاب بود که یادم آمد نام او را کجا شنیده‌ام. دوم دبستان که بودم، جلد دوم مجموعه‌ی هری پاتر را از دوستی هدیه گرفتم. پرتو …

ادامه‌ی مطلب

سه‌گانه‌ی دوقلوها: دفتر بزرگ، مدرک، دروغ سوم – آگوتا کریستوف

تیر ماه ۹۷ بود که به کتاب‌فروشی‌ای رفتم که تعداد زیادی از کتاب‌هایم را از او خریده‌ام. از آن شب‌های پرسه‌زنی در میان کتاب‌ها بود. از این قفسه به قفسه‌ای دیگر رفتن. جلوی هر کدام چند لحظه‌ای متوقف شدن. کتابی را درآوردن. نوشته‌ی پشت جلد را خواندن. به رنگ و …

ادامه‌ی مطلب

خاطرات بخش: شکار اختاپوس – تاکوتسوبو

در راهروی خوابگاه کسی را ندیدم. به اتاقی که صبح نامم را بر قطعه‌ای دستمال کاغذی نوشته و روی تخت گذاشته بودم، رفتم. در اتاق هم، کسی نبود. عقربه‌ی کوچک ساعت در حال نزدیک شدن به یک بود. کارهایم را انجام داده بودم. به سراغ دوباره‌خوانی یکی از کتاب‌هایم می‌خواستم …

ادامه‌ی مطلب