یک هفته در فرودگاه
ساعت ۲:۲۰ دقیقه بود که از خواب ۳۵ دقیقهایِ کوتاهی بیدار شدم. ناگهان یادم آمد که ساعت ۴ جایی قرار دارم. حدود ۳:۲۰ باید از خانه بیرون میآمدم تا به آن مترو برسم که مرا سر وقت میرساند. حدود یک ساعتی وقت داشتم. ناهار نخورده بودم ولی گشنه هم نبودم. چشمم به کتابی افتاد که […]