امیرمحمد قربانی

در راه شناختن

تو مشغول مردن‌ات بودی

تو مشغول مردن‌ات بودی 150 150 امیرمحمد قربانی

فرشید آذرنگ / خانواده، ۱۳۸۴   تصویر انتخاب شده که در کتاب، همراه با شعر مردن‌ات از مارک استرند بود. در کتاب، تصویر در انتهای شعر آمده است. اما تصمیم گرفتم که نخست تصویر را بگذارم و بعد شعر را. کمک می‌کند که فضای ذهنی را برای این شعر، آماده کنیم. مردن‌ات مارک استرند   هیچ‌چیز جلودارت نبود نه لحظه‌های خوش. نه آرامش. نه دریای مواج. تو مشغول مردن‌ات بودی. نه درختانی که به زیرشان قدم می‌زدی، نه درختانی که سایه‌سارت بودند. نه پزشکی که بیم‌ات می‌داد، نه پزشک جوان سپیدمویی که یک‌بار جان‌ات را نجات داد. تو مشغول مردن‌ات…

ادامه مطلب

برای کنکوری‌ها (۱): مراحل تحصیل پزشکی

برای کنکوری‌ها (۱): مراحل تحصیل پزشکی 150 150 امیرمحمد قربانی

چند روزی هست که از کنکور ۹۷ می‌گذرد. تا چندی دیگر رتبه‌ها اعلام می‌شود و موقع انتخاب است. در پایان این ماجرا، تعدادی از این ششصد و چهل و دو هزار و دویست و بیست و هشت نفر وارد دانشگاه‌های علوم پزشکی شده و برخی از این افراد، رشته‌ی پزشکی را انتخاب کرده‌اند. آن سالی را که خودم مشغول انتخاب رشته بودم، خوب به یاد دارم. من می‌دانستم که چه می‌خواهم. دندان‌پزشکی و داروسازی حتی انتخاب نشدند. پزشکیِ حدود ۲۰ شهر را انتخاب کردم و انتخاب رشته‌ام به پایان رسید. اما می‌دانم که هر سال، عده‌ی قابل توجهی بر سر…

ادامه مطلب

اتفاقات اطفال

اتفاقات اطفال 150 150 امیرمحمد قربانی

پیش‌نوشت: حرف خاصی ندارم. صرفا برای این است که کم می‌نویسم و می‌خواهم خودم را به نوشتن متعهد کنم.   شاید این حرف از پل اکمن باشد. یادم نیست. مطمئن نیستم. این حرف که می‌گوید: هر داستان سه وجه دارد: آن‌طور که تو می‌گویی. آن‌طور که او می‌گوید. آن‌طور که واقعا روی داده است. بدیهی است که چرا در پزشکی به دنبال قسمت سوم ماجرا هستیم. آن‌چه که واقعا روی داده است. تو می‌دانی که این فاصله‌ی بین آن‌طور که او می‌گوید و آن‌طور که واقعا روی داده است، ممکن است به قیمت از دست دادن جان، به قیمت از…

ادامه مطلب

توران خانم

توران خانم 150 150 امیرمحمد قربانی

پیش‌نوشت: پراکنده است و با عجله نوشته شده است؛ چون می‌بایست امروز Publish می‌شد. بابت این موضوع عذر می‌خواهم.   ۲۶ خرداد تولد توران میرهادی بود. تا همین چند وقت پیش، حتی اسم ایشان را نشنیده بودم. توران خانم را نمی‌شناختم. نمی‌دانستم کیست و چه کرده است. اسم توران خانم را اولین بار در نوشته‌های یلدا (ابتهاج) دیدم و آن‌جا (کانال تلگرام یلدا) بود که با توران میرهادی آشنا شدم.   توران خانم کیست؟ او چه کرد؟ نام او با کودکستان و مدرسه‌ی فرهاد گره خورده است. مدرسه‌ای با شیوه‌ی آموزشی تازه. مدرسه‌ای که سال‌هاست تعطیل شد و هم‌چنان جای…

ادامه مطلب

تمرینی برای محک زدنِ Empathy خود

تمرینی برای محک زدنِ Empathy خود 150 150 امیرمحمد قربانی

همیشه تلاش کرده‌ام که احساسات بیمارانم و همراهان آن‌ها را درک کنم. وقتی از بیماری خود می‌گویند. وقتی از نداری خود می‌گویند. وقتی از مشکلات‌شان می‌گویند. وقتی از دغدغه‌هایشان می‌گویند و وقتی از خودشان می‌گویند. همیشه کار راحتی نیست. گاهی حرف‌هایشان احمقانه به نظر می‌رسد و گاهی زیادی متعصبانه. گاهی باعث می‌شود درمانده شوم و گاهی حس می‌کنم تمام کارهایی که برای‌شان می‌کنم کافی نیست و کمکی نمی‌کند. اما این مورد – این اتفاقی که در دو هفته‌ی گذشته افتاد – یکی از عجیب‌ترین‌ها بود. اصلا انتظارش را نداشتم. نمی‌دانستم و نمی‌دانم باید چه کار کنم. باید سعی کنم درکش…

ادامه مطلب

کشیک دوم اطفال: عزیزکم، تو نمی‌توانی پزشک شوی.

کشیک دوم اطفال: عزیزکم، تو نمی‌توانی پزشک شوی. 150 150 امیرمحمد قربانی

پیش‌نوشتِ بعد‌التحریری: پراکنده است. ناراحت کننده است. آلوده به ذهن من است. بدون انتها هست.   بیمارستان نمازی،‌ اردیبهشت ماه ۹۷   حیاط بیمارستان نمازی، شیر در قفس، چند روز قبل   — دکتر استیودنت‌هات رو نگه دار. باید یکیشون با مریض بره درمونگاه. — خب دکتر جان، بعد از این که با مریض رفتی درمانگاه و برش گردوندی بخش، آف هستی. — باشه. ممنونم.   نگاهم به رضا افتاد. با سه‌چرخه‌ی قرمزش در راهروی طویل بخش مشغول ویراژ دادن بود. ناخودآگاه لبخندی به او زدم. پاسخم را با لبخندی داد. یاد دقایقی پیش افتادم: داشتم از در بخش خارج…

ادامه مطلب

دعوت به شنیدن (۷): مرثیه‌ای برای قربانیان زلزله و سونامی ۱۱ مارس ۲۰۱۱، نوبویوکی سوجی

دعوت به شنیدن (۷): مرثیه‌ای برای قربانیان زلزله و سونامی ۱۱ مارس ۲۰۱۱، نوبویوکی سوجی 150 150 امیرمحمد قربانی

چند ماه پیش بود که در یوتیوب به دنبال یک اجرای خاص می‌گشتم. یک قطعه از اولیویه مسیان می‌خواستم. قطعه‌ای نیست که زیاد اجرا شده باشد و خیلی هم محبوب نیست. از آن قطعه‌های اذیت کننده است. از آن‌هایی که تو را در منگنه می‌گذارد و آن‌قدر فشارت می‌دهد که دیگر نفس‌ات بالا نیاید. برای همین گشتن‌ام یه مقدار بیش از حد معمول طول کشید. در این میان، یک تیتری دیدم که به نظرم بسی بیخود و مزخرف بود. عنوان این بود: Pianist in tears!!!. Most moving piano performance از حماقت‌اش عصبانی شده بودم. اصلا چنین چیزی نمی‌تواند وجود داشته…

ادامه مطلب

ابرروندهای پزشکی (۱): مقدمه‌ای با چاشنی پیرپزشکی

ابرروندهای پزشکی (۱): مقدمه‌ای با چاشنی پیرپزشکی 150 150 امیرمحمد قربانی

سال ۱۸۰۲ بود که بیمارستانی در پاریس به نام Hôpital des Enfants Malades گشوده شد. بیمارستانی که تمام بیماران آن کمتر از پانزده سال سن داشتند. اگر اشتباه نکنم، می‌توانیم بگوییم که این بیمارستان، اولین بیمارستان تخصصی کودکان بوده است و این بیمارستان، نقطه‌ی عطفی در علم Pediatrics بود. منبع عکس این روزها، اگر به کسی بگویی که فرزندم را به پیش متخصص کودکان برده‌ام، تعجب نخواهد کرد. موضوعی عادی است. آن‌‌‌قدر عادی که اگر فرزند بیمارت را به پیش متخصص دیگری ببری، همه متعجب می‌شوند. اما حالا من به شما می‌گویم که می‌خواهم مادربزرگ‌ام را به پیش پیرپزشک ببرم.…

ادامه مطلب

نامه‌ای برای تو که می‌خواهی پزشک شوی

نامه‌ای برای تو که می‌خواهی پزشک شوی 150 150 امیرمحمد قربانی

مقدمه‌ ۱، حرفی از استاد و استادِ استاد: سر راند کلورکتال (جراحی دستگاه گوارش) بودیم. پسری ۱۴ ساله را راند می‌کردیم. استاد، بیمار را به علت سابقه‌ی قبلی‌اش می‌شناخت. او را اسپایدر من کوچک صدا می‌زد. یکی دو سال پیش، هنگام جنگولک بازی روی درخت، از درخت افتاده و با باسن روی زمین فرود آمده بود. شانس آورده بود که به رکتوم و مقعدش آسیبی جدی وارد نشده بود و با عملی جزئی حالش خوب شده بود. جای اسکار جراحی قبلی، روی باسن‌اش موجود بود. این دفعه، بیمار نوجوان‌مان جوگیر شده بود و نمی‌دانم کدام فیلم اکشن را دیده بود…

ادامه مطلب

دوش گرفتن: قبل از خواب یا پس از بیدار شدن؟

دوش گرفتن: قبل از خواب یا پس از بیدار شدن؟ 150 150 امیرمحمد قربانی

انتخاب‌های ما مهم‌اند. می‌توانید امروز تصمیم‌هایی بگیرید که فردا به شما انرژی بیشتری می‌بخشند. انتخاب‌های صحیح با گذر زمان به نحوی قابل توجه شانس شما را برای برخورداری از یک زندگی طولانی و سالم افزایش می‌دهند. مشکل این‌جاست که شما خطراتی که تصمیم‌های کوچک روزمره ایجاد می‌کنند، در لحظه‌ی حال نمی‌بینید. شما فوریتی احساس نمی‌کنید که رژیم غذایی‌تان را تغییر دهید تا زمانی که به دنبال سال‌ها مصرف غذاهای سرخ‌کرده، قند و گوشت‌های فراوری شده در سن ۶۰ سالگی دچار حمله‌ی قلبی شوید. تصمیم‌های کوچک همه‌چیز را عوض می‌کنند. انتخابِ گزینه‌های بهتر، کار می‌برد. به این منظور، باید هر روز…

ادامه مطلب