هایکو بهانه‌ای است برای آشتی با ادبیات

۴ (۸۰%) ۵ votes

شعر هایکو (Haiku) شعر بیان هیچ است (هایکو – احمد شاملو ع. پاشایی). چون احساس وقتی کامل بیان شود، جایی برای «ناشناخته‌ها» باقی نمی‌ماند (ذن هایکو – نیکی کریمی).

شعری کوتاه، از سرزمین ژاپن، که در قرن هفدهم توسط شاعر مشهور ژاپنی، ماتسو باشو مطرح شد.

البته قبل از آن نیز هایکوهایی سروده شده بود ولی نام هایکو، به نام باشو، گره خورده است.

هر هایکو یک «گیگو» دارد. گیگو، تصویری از طبیعت است.

شاعر، ظریفانه به فصلی خاص، رنگی خاص، شکلی خاص، زمانی خاص یا مکانی خاص اشاره می‌کند.

شکوفه‌های گیلاس، گل نیلوفر، ماه، نسیم دم غروب و کوه، نمونه‌هایی از این اشاره‌ها هستند.

جدا از تمام زیبایی‌هایی ادبی آن، هایکو فرصتی است برای انسان امروز. انسانی که حوصله‌ی خواندن اشعار طولانی را ندارد.

شاید خواندن هایکو، قدمی باشد برای آشتی با ادبیات. قدمی باشد برای علاقه‌مند کردن انسان امروزی، که با وجود تمام دغدغه‌هایی که فکر می‌کند دارد، با ادبیات قهر نکند. و وقتی خسته و کوفته، شب هنگام به خانه برمی‌گردد، قطعه‌ای شعر، داستانی کوتاه، چند صفحه از یک اثر کلاسیک و … بخواند.

 

هایکو برای من مانند تلنگری است. تلنگری برای یادآوری زیبایی. برای یادآوری یک ارزش. برای یادآوری یک تصویر.

گویا ذهن من آن زیبایی را از یاد برده بود و هایکو به منزله‌ی کبریتی بود که در ذهن من می‌افتد و آن را روشن می‌کند و زیبایی را به یادم می‌آورد.

این حالت من، وقتی قوی‌تر شد که نوشته‌ی جاناتان کلمنس را در ابتدای کتاب ذن هایکو خواندم که گفته بود:

هایکو همراه‌شدن خواننده با تجربه‌ی شاعر را طلب می‌کند. یک سراینده‌ی هایکو می‌داند که کلمات به تنهایی برای خلق تمام و کمال لحظه کافی نیستند. نوشته تنها بهانه‌ای است تا خواننده با ادراک خود، ناگفته‌ها را بیافریند. ممکن است با خود فکر کنید شاعر چه مطلبی را نمی‌خواهد بگوید. مسئله این است که هایکو شعری است که با خاطرات و ناخودآگاه مجرد هر خواننده کامل می‌شود.

 

هایکوهایی که در زیر می‌نویسم، بیشترین تلنگر را در من ایجاد کردند.


هایکوهای زیر از این کتاب هستند. این کتاب را، دو سال پیش هدیه گرفتم و در جریان سفری که این دو سه روز به یزد داشتم، خواندم.

 

نور ماه بر درختان کاج

(ذن هایکو)

جاناتان کلمنتس

نیکی کریمی

هایکو

 

زیر باران بهاری

همه چیز زیبا به نظر می‌رسد.

چیو-نی


بدون قلم،

بید باد را رنگ می‌کند.

ساریو


برکه‌ای کهن،

جهیدن غوکی،

صدای آب.

باشو


فشرده می‌شود قلبم

از زیبایی شکوفه‌های گیلاس.

تاتسو-جو


مدهوش کردند مرا

گل‌هایی از درختی که نمی‌شناختم،

با عطرشان.

باشو


آه ای پروانه

رویایت چیست

وقت بال زدن.

چیو-نی


جای بال پرنده،

بر روی برگ‌های سرخ درخت افرا.

شیکو


ای برگ‌ها،

از باد بپرسید

کدام‌تان اولین برگی خواهید بود که فرو خواهد افتاد.

سوشکی


دنیا پر از رنج است، با این حال

درختان گیلاس شکوفه می‌دهند.

ایسا


ای شکارچی سنجاقک

امروز او چقدر پرواز کرده بود؟

چیو-نی


راه می‌روم،

سایه‌ام در کنارم

به تماشای ماه.

سودو


چه ستودنی‌ست کسی که نیندیشد:

«زندگی گذراست»

هنگام برجهیدن آذرخش.

باشو


بدون خستگی

بارها به تماشای ماه نشسته‌ام

نه یک بار نه دو بار.

کی جین


توده‌ای از ابرها

ماه را حمل می‌کنند.

بونچو


گریه نکنید حشره‌ها

چون حتی ستاره‌های عاشق

درد هجران را می‌کشند.

ایسا


شب‌های شیرین بهاری

با عطر شکوفه‌های گیلاس

به پایان رسید.

باشو

 

This Post Has 3 Comments

  1. چرا ژاپنی ها (اکثرا جنوب شرقی اسیا) به شکوفه های گیلاس اهمیت خاصی میدهند؟؟در شعرهایشان هست همچنین در فیلمهایشان.آیا افسانه خاصی است در پس آن؟

    1. سلام رها. حدست درسته.
      شکوفه‌ی گیلاس رو ببین. به طرز شگفت‌انگیزی زیباست. در کنار این زیبایی، عمر کوتاهی داره.
      این شکوفه‌های زیبا که در ژاپن ساکورا نامیده میشه، نشون‌دهنده‌ی موقتی بودن زندگی هست.

      به نظرم یه سر به این لینک بزن. ویدیوی قشنگی داره برای دیدن.

      Telegraph

پاسخ دهید

Close Menu