با عباس معروفی | یک از پنج | سمفونی مردگان
مهر ماه ۱۴۰۳ بود. اولین کتابم را از عباس معروفی خواندم. سمفونی مردگان. شاید کمی دیر بود. اما چنان خواندمش که در چند شب، پشت هم، موومانهایش تمام شد. اگر کارهای دیگر نبود، احتمالاً یکنفس و یکشبه خوانده میشد. چند روزی با آیدین، اورهان، آیدا و سرمه در اردبیل زندگی کردم: «با گوشهای خودم شنیدهام […]