ابرروندهای پزشکی (۱): مقدمه‌ای با چاشنی پیرپزشکی

سال ۱۸۰۲ بود که بیمارستانی در پاریس به نام Hôpital des Enfants Malades گشوده شد. بیمارستانی که تمام بیماران آن کمتر از پانزده سال سن داشتند. اگر اشتباه نکنم، می‌توانیم بگوییم که این بیمارستان، اولین بیمارستان تخصصی کودکان بوده است و این بیمارستان، نقطه‌ی عطفی در علم Pediatrics بود. منبع عکس…

Continue Reading

نامه‌ای برای تو که می‌خواهی پزشک شوی

مقدمه‌ ۱، حرفی از استاد و استادِ استاد: سر راند کلورکتال (جراحی دستگاه گوارش) بودیم. پسری ۱۴ ساله را راند می‌کردیم. استاد، بیمار را به علت سابقه‌ی قبلی‌اش می‌شناخت. او را اسپایدر من کوچک صدا می‌زد. یکی دو سال پیش، هنگام جنگولک بازی روی درخت، از درخت افتاده و با باسن…

Continue Reading

ارتوپدی: روزهای بیمارستان چمران، چهارشنبه‌های سیاه و دیگر ماجراها

اول اسفند ۱۳۹۶ بود که بخش ارتوپدی من شروع شد. برای دانشجویان دوران عمومی در این‌جا، نام ارتوپدی با بیدارشدن‌های صبح زود -نسبت به باقی بخش‌ها- گره خورده است. راند‌های که ۶:۴۵ شروع می‌شوند. و عمده‌ی دانشجویان، تنها چیزی که پس از پایان یک ماه از این بخش تعریف می‌کنند همین…

Continue Reading

آنتی‌بیوتیک به مثابه آبنبات

خیلی وقت بود که دلم می‌خواست چنین پستی بنویسم. نمی‌دانم چرا این‌قدر تعلل کردم. چند روزی هم بود که نوشتنش را شروع کردم و این نوشته در قسمت Draft بود. دیروز با یکی از اساتید عفونی کلاس داشتیم. کلاس در مورد آنتی‌بیوتیک تراپی بود. فکر کنم فرصت مناسبی است این نوشته…

Continue Reading

کمی در مورد علاقه‌ام به پزشکی (۲)

در نوشته‌ی قبلی، تا این‌جا نوشتم که چه شد که به پزشکی علاقه‌مند شدم. عاشق دوران علوم پایه بودم. کمک‌ام می‌کرد تا بتوانم این ارتباطات قسمت‌های مختلف، دلایلِ علامت‌های یک بیماری، طرز رفتار بدن انسان در هنگام سلامت، چگونگی رفتار بدن با بیگانگان و ... را بفهمم. کمک‌ام می‌کرد که بتوانم…

Continue Reading
Close Menu