معنی زندگی

زندگی اگر ندارد

زندگی اگر ندارد 150 150 امیرمحمد قربانی

مادرش او را به اورژانس آورده بود. جایِ دوجین برش، روی دستش نمایان بود. هیچ کدام از زخم‌ها عمیق نبودند و خون زیادی را از دست نداده بود. مادرش خونسرد و آرام کنارش ایستاده بود. در نگاه اول، با وجود خندان بودن خودش و آرامی عجیب مادرش و مشغول بودن مادر به روزمره‌گویی با پرسنل، به نظر نمی‌رسید که یک کیس خودکشی باشد. اما وقتی وارد اتاق بخیه شدم و ناخواسته و خواسته وارد مکالمه‌‌ای با آن‌ها شدم، فهمیدم که خودش با تیغ این زخم‌ها را ایجاد کرده است. البته گفت که «این دفعه» قصدش خودکشی نبوده است ولی دفعه‌ی بعد معلوم نیست. گفت‌و‌گوی ما شروع شد؛ اما نه او از صحبت‌های من قانع می‌شد و نه من از دلیل‌های او. می‌گفت که اگر زندگی پوچ است و دنیای پس از مرگی وجود ندارد، چرا باید به زندگی‌ام ادامه دهم؟ راحت‌تر نیست که خودم را بکشم و راحت کنم؟ چرا…

ادامه مطلب

مسیر کاری و رشد: گم‌گشتگی، کژخواهی و معنایابی

مسیر کاری و رشد: گم‌گشتگی، کژخواهی و معنایابی 150 150 امیرمحمد قربانی

پیش‌نوشت: فکر می‌کنم بهتر است که در ابتدا قسمت قبلی را بخوانید. پیش‌نوشت ۲: عمده‌ی متن زیر حرف‌های من نیست؛ اما حرف‌هایی هست که به من کمک کرده است. قسمت‌هایی از ۶ کتاب را به هم وصل کرده و در آن بین چند کلمه‌ای نوشته‌ام. قسمت اصلی این نوشته، از آن کتاب‌هاست. کتاب‌هایی که در انتها نام آن‌ها را گذاشته‌ام. یک: گم‌گشتگی انتخاب‌ام درست بوده است؟ به سراغ رشته‌ی مناسب‌ام رفته‌ام؟ عجله نکرده‌ام؟ رشته‌ی … برای من بهتر نبود؟ این همان شغلی هست که می‌خواهم داشته باشم؟ این همان کاری هست که دلم می‌خواهد تا پایان عمر به آن بپردازم؟ معنای این شغل برای من چیست؟ آیا واقعا شغل من معنادار است؟ آیا این همان کاری است که قرار است در مسیر زندگی‌ام بکنم؟ دوباره روزی دیگر و هم‌چنان پرسیدن این سوال‌ها از خود. مذاکره‌ای که می‌شود همواره با خود داشته باشیم. بارها و بارها تکرار می‌شود. این سرگردانی. این…

ادامه مطلب

یک نقاشی از گوگن – از کجا آمده‌ایم؟ کیستیم؟ به کجا می‌رویم؟

یک نقاشی از گوگن – از کجا آمده‌ایم؟ کیستیم؟ به کجا می‌رویم؟ 3090 1175 امیرمحمد قربانی

به جز نحوه‌ی شخصی خودم برای خواندن پزشکی، تا به حال سیر مطالعاتی نداشتم. تقریبا می‌توانم بگویم از هر کس و هر چیزی که خوشم می‌آمد، می‌خواندم و موضوعی خاص را دنبال نکردم. الان به جایی رسیده‌ام که حس می‌کنم نیاز دارم تا در کنار این کتاب‌های پراکنده، در مورد یک موضوع، عمیق‌تر و دقیق‌تر مطالعه کنم. وقتش است که شبیه حرف T بشوم. در کنار این پراکنده‌خوانی برای طولانی‌تر کردن خط افقی T‌، موضوع یا موضوعاتی را نیز عمیقا مطالعه کرده تا خط عمودی T‌ را بسازم (شاید بد نباشد که مبحث T Students‌ را در متمم دوباره بخوانم). حالا می‌بایست موضوعی انتخاب می‌کردم که در مورد آن عمیق‌تر مطالعه کنم. با خودم فکر کردم که کدام کتاب‌ها و با چه موضوعی بوده است که در این چند وقت، هنگام مطالعه‌ی آن‌ها گذر زمان را متوجه نمی‌شدم و در آن‌ها غرق می‌شدم؟ البته حتی قبل از فکر کردن به…

ادامه مطلب

شوش‌واپ

شوش‌واپ 150 150 امیرمحمد قربانی

در سال ۱۹۸۶، یک قوم‌نگار (ethnographer) کانادایی، به نام Richard Kool، نامه‌ای به میهای چیکسنت‌میهای نوشت. مطالعه‌ی آثار اولیه‌ی این استادِ دانشگاه درباره‌ی جریان (flow)، یادآور پژوهش‌های خودش در مورد قبیله‌ی شوش‌واپ (Shuswap) بود؛ مردمانی بدوی که در Thompson River Valley – بریتیش کلمبیای فعلی در کانادا – زندگی می‌کردند. کول در نامه‌اش نوشته بود که ناحیه‌ی شوش‌واپ «سرزمین وفور نعمت»‌ بود. این ناحیه سرشار از ماهی،‌ جانوران شکاری و ریشه‌ها و میوه‌های خوراکی بود، به طوری که اهالی قبیله‌ی شوش‌واپ برای زنده ماندن نیازی به کوچ نداشتند. آن‌ها روستاهایی بنا کرده بودند و «فناوری‌های استادانه‌ای برای استفاده‌ی بسیار کارآمد از منابع طبیعی» ساخته و پرداخته بودند. دیدگاه‌شان به زندگی‌شان هم، همان اندازه خوب و سرشار بود. اما زُعَمای قوم در این تن‌آسایی خطری نهفته می‌دیدند. به مرور، دنیا کاملا پیش‌بینی‌پذیر می‌شد و چالش از زندگی رخت بر می‌بست و بدون چالش، زندگی معنایی نمی‌داشت. بنابراین، قبیله‌ی شوش‌واپ هر سی…

ادامه مطلب

از دو نمایشنامه:‌ نصف شب است دیگر دکتر شوایتز و کالیگولا

از دو نمایشنامه:‌ نصف شب است دیگر دکتر شوایتز و کالیگولا 150 150 امیرمحمد قربانی

اصلا یادم نمی‌آید آخرین نمایشنامه‌ای که خواندم کی بود. حتی اسمش را یادم نیست. فقط یادم است خیلی بیخود بود. بعد از آن قضیه، خودآگاه یا ناخود‌آگاه، مدت‌ها به سراغ نمایشنامه نرفتم. تا این که:   مریضی داشتیم که از میناب آمده بود. قند خون او در بدو ورود ۱۱۸۰ بود! کلیه‌اش نیز از کار افتاده بود. ESRD داشت. End Stage Renal Disease. یعنی دیگر کلیه عملا کارکردی ندارد و باید دائما دیالیز شود و این ماشین دیالیز، کار آن دو کلیه‌ی هوشمند را انجام دهد. بدجال بود و باید یک استیودنت با او به دیالیز می‌رفت تا مراقبش باشد. سه نفر کشیک بودیم که چهارساعت و نیم دیالیز او را تقسیم کردیم. نفری یک ساعت و نیم. نوبت من شد. آن‌جا رفتم. قندش را گرفتم. علائمش را چک کردم. حالش را پرسیدم. و رفتم در ایستگاه پرستاری در بخش دیالیز نشستم. به تختش نزدیک بودم و از دور هم…

ادامه مطلب
ویل دورانت

تمنای معنی: درباره‌ی معنی زندگی – ویل دورانت

تمنای معنی: درباره‌ی معنی زندگی – ویل دورانت 293 348 امیرمحمد قربانی

این پست، در اصل باید در مورد فرانکل و نظراتش می‌بود. ولی هنوز ترجیح می‌دهم که بیشتر در مورد او مطالعه کنم. بیشتر در مورد نظرش در مورد معنی زندگی بخوانم. نوشته‌ی اول را در اینجا و نوشته ی دوم را در اینجا می‌توانید بخوانید. خیلی وقت هست که از زمانی که می‌خواستم قسمت سوم را بنویسم، می‌گذرد. از فرانکل نمی‌نویسم. ولی به جرئت می‌توانم بگویم، این کتابی که اکنون از آن می‌خواهم بنویسم، بارها ارزش خواندن دارد. این کتاب یک هدیه است. راستش در بین کتاب‌هایی که هدیه گرفتم، بهترین‌ است: کتابی برای فکر کردن درباره‌ی زندگی. در سال‌روز تولدت تقدیم به تو. … شاید به نظر شما، کتاب خریدن خیلی کار آسانی باشد. اما به نظر من، می‌تواند خیلی هم سخت باشد. به خصوص اگر بخواهی به فرد مقابل نشان دهی که او را خوب می‌شناسی. باید بدانی دغدغه‌هایش چیست تا بتوانی کتاب مناسبی بخری… روزی که این…

ادامه مطلب
معنی زندگی

معنی زندگی (۲) – ویکتور فرانکل: انسان در جستجوی معنی

معنی زندگی (۲) – ویکتور فرانکل: انسان در جستجوی معنی 800 523 امیرمحمد قربانی

پبش‌نوشت: قسمت اول نوشته‌ی معنی زندگی را می‌توانید در اینجا بخوانید. پیش‌نوشت ۲: متمم درسی در مورد تعیین ارزش‌های زندگی دارد. خواندن آن به درکِ بهترِ مفهومِ ارزش کمک می‌کند. آن را در اینجا می‌توانید بخوانید. متمم به تفاوت ارزش و معیار نیز پرداخته است. پیش‌نوشت ۳: این سلسله نوشته‌ها، طولانی خواهد بود. بر اساس یکی از این‌ها بهتر است که تصمیم گرفته نشود و همه‌ی آن‌ها و این کتاب‌ها، خوانده شود. اصل ماجرا: در این پست نیز در مورد این کتاب از فرانکل می‌نویسم. فرانکل از معنی‌جویی می‌گفت (The Will to Meaning). از این که معنی‌جویی نیروی اصیل و بنیادی است. این معنی منحصر به فرد، و ویژه‌ی خود فرد است و تنها اوست که باید و قادر است به آن تحقق بخشد و تنها در آن صورت است که معنی‌جویی او ارضا خواهد شد. بگذار یک لحظه تصور کنم که حرف‌های فرانکل کاملا درست است. سوالم این است: معنی زندگی…

ادامه مطلب
معنی زندگی

معنی زندگی (۱) – ویکتور فرانکل: انسان در جستجوی معنی

معنی زندگی (۱) – ویکتور فرانکل: انسان در جستجوی معنی 224 346 امیرمحمد قربانی

پیش‌نوشت: این پست، شروع نوشتن در مورد معنی زندگی است. نمی‌دانم به چند نوشته خواهد رسید. احتمالا تعداد قابل توجهی خواهد بود. کتاب را در تعطیلات نوروز (در ذهن اکثر ما تعطیلات نوروز، دو هفته است و از ۵ ام تا ۱۲ ام را که تعطیل نیست نیز جزو تعطیلات حساب می‌کنیم. نمونه‌ی بارز آن را وقتی می‌بینیم که وسیله‌ای نیاز داریم و وقتی به فروشگاه مراجعه می‌کنیم، می‌گویند: “بعد ۱۳ام میاریم”.) خریدم و در همین تعطیلات خواندن آن را تمام کردم. عکس روی این چاپ از کتاب را بیشتر دوست داشتم و به خاطر همین آن عکس را گذاشتم. چقدر این کتاب به حال و هوای من نزدیک بود و چقدر خواندن آن لذت‌بخش و سوال برانگیز. خواندن نوشته‌ی ویکتور فرانکل، برای من سوال‌های زیادی ایجاد کرد. یک سری سوال نیز داشتم که آن‌ها را برایم واضح‌تر کرد. سوال‌هایی که در این چند روز به آن‌ها فکر کرده و البته هنوز…

ادامه مطلب