مسیر کاری

بحران هویت و معنا

بحران هویت و معنا 150 150 امیرمحمد قربانی

۱. بحران پیش رو تو گویی هر کدام از ما، در لحظه‌ی به دنیا آمدن، قطعه زمینی داریم. قطعه زمینی خالی. کم کم نقشه‌ای می‌کشیم و در این قطعه زمین، خانه‌ای می‌سازیم. مصالح مختلف می‌آوریم و با آن‌ها زمین‌مان را آباد می‌کنیم.  برخی ترجیح می‌دهیم خانه‌ای چوبی داشته باشیم و یک طبقه. با باغچه‌ای کوچک که یک درختچه‌ی گل کاغذی سفید در آن است. برخی خانه‌ای سنگی می‌خواهیم با یک شومینه که در آن چوب‌ها مشغول سوختن هستند. در حیاط یک درخت انجیر وجود دارد. شاید هم تعدادی خانه‌ای خواهند با کاه و گل و یک گل یخ در حیاط.…

ادامه مطلب

مسیر کاری و رشد: گم‌گشتگی، کژخواهی و معنایابی

مسیر کاری و رشد: گم‌گشتگی، کژخواهی و معنایابی 150 150 امیرمحمد قربانی

پیش‌نوشت: فکر می‌کنم بهتر است که در ابتدا قسمت قبلی را بخوانید. پیش‌نوشت ۲: عمده‌ی متن زیر حرف‌های من نیست؛ اما حرف‌هایی هست که به من کمک کرده است. قسمت‌هایی از ۶ کتاب را به هم وصل کرده و در آن بین چند کلمه‌ای نوشته‌ام. قسمت اصلی این نوشته، از آن کتاب‌هاست. کتاب‌هایی که در انتها نام آن‌ها را گذاشته‌ام. یک: گم‌گشتگی انتخاب‌ام درست بوده است؟ به سراغ رشته‌ی مناسب‌ام رفته‌ام؟ عجله نکرده‌ام؟ رشته‌ی … برای من بهتر نبود؟ این همان شغلی هست که می‌خواهم داشته باشم؟ این همان کاری هست که دلم می‌خواهد تا پایان عمر به آن بپردازم؟…

ادامه مطلب

آشتی با گم‌گشتگی و ابهام

آشتی با گم‌گشتگی و ابهام 150 150 امیرمحمد قربانی

صدها چیزی که از انجام‌شان در زندگی نفرت داریم می‌دانیم، اما همه‌ی خواسته‌های‌مان مبهم‌اند. هیچ تصویر روشنی از از این که آرزوهای‌مان را دقیقا در چه مسیری باید هدایت کنیم نداریم. می‌خواهیم چیز‌ها را عوض کنیم. می‌خواهیم یک کار جالب و ارزشمند انجام دهیم. اما نمی‌توانیم علایق خود را در یک نقطه‌ی واقع‌گرایانه متمرکز کنیم. این‌جاست که وحشت می‌کنیم.   اولین باری که این حالت را تجربه کردم، سال اول دبیرستان بود. شدید نبود. وحشت زده نبودم. اما سرگردانی را حس می‌کردم. باید انتخاب می‌کردم که به سراغ کدام رشته می‌خواهم بروم. آن موقع و در آن سن، فکر می‌کردم…

ادامه مطلب