سیلوراستاین

شعری کوتاه از سیلوراستاین: دونالد ناشنوا

شعری کوتاه از سیلوراستاین: دونالد ناشنوا 150 150 امیرمحمد قربانی

دونالد ناشنوا، شعری کوتاه از سیلوراستاین است.   ترجمه‌ی آن را از کتاب چراغی زیر شیروانی، نوشته‌ی شل سیلوراستاین، ترجمه‌ی رضی هیرمندی، انتشارات شولا در این‌جا می‌گذارم. اگرچه معتقدم، اصلا به زیبایی متن اصلی آن نیست.

ادامه مطلب

بیگانگی در دوگانگی

بیگانگی در دوگانگی 150 150 امیرمحمد قربانی

  بر فراز آن بلندی، سنتوری ایستاده بود. نیمی اسب، نیمی انسان. سم‌هایش، همانند سم یک اسب؛ قدرتش، همانند قدرت یک اسب؛ غرورش، همانند غرور یک اسب؛ اما اشک‌هایش، همانند اشک‌های آدمی.   بر فراز بلندی، سنتور در رفت و آمد است، چرخی به دور کوه می‌زند و باز می‌گردد. با دنیای رویایی، فاصله‌ها داشت ولی از دنیای آدمی کمی فراتر رفته است.   یک بار، سنتور عاشق مادیانی شد که همراه با او به همه‌جا می‌تاخت. می‌دویدند و دشت‌ها را درمی‌نَوَردیدند سنتور و مادیان وحشی.   پس از دویدن و درنَوَردیدن آن‌ها آرام و ساکت در گوشه‌ای ایستادند. اما سنتور، حرف‌ها داشت. حرف‌ها برای گفتن داشت. ولی مادیان، فقط روحی مادیانی داشت و حرف نمی‌زد.   بر فراز بلندی، سنتور به راهش ادامه داد، چرخی به دور کوه می‌زد و باز می‌گشت. با دنیای رویایی، فاصله‌ها داشت ولی از دنیای آدمی کمی فراتر رفته است.   یک بار، سنتور…

ادامه مطلب

سیلوراستاین: باید و شاید و خواهد

سیلوراستاین: باید و شاید و خواهد 150 150 امیرمحمد قربانی

واقعا نمی‌دانم چرا در کودکی سیلوراستاین نمی‌خواندم. احتمالا هیچ‌وقت در کتاب‌فروشی، چشمم به کتاب‌های سیلوراستاین نیافتاده بود. وگرنه حتما خوانده بودمش. کتاب هانس کریسیتن اندرسون را بارها خوانده بودم. برادران گریم را همین‌طور. داستان‌های متعدد دیگر هم می‌خواندم. کتاب‌هایم پر از لک غذا بود. بچه بودم و با همان دست‌هایی که از خوراکی‌ها کثیف بود، کتاب را ورق می‌زدم.   فکر می‌کنم الان دارم جبران می‌کنم. هر کتابی را که از او گیرم می‌آید، با اشتیاق می‌خوانم. در زیر چند قطعه از کتاب من و دوست غولم را می‌نویسم. امیدوارم لذت ببرید. این کتاب را امروز تمام کردم. من و دوست غولم، گزیده‌ای از دو مجموعه‌ی آن‌جا که پیاده‌رو پایان می‌یابد و بالا افتادن است. خانم منیژه گازرانی زحمت ترجمه را کشیده است. کتاب از نشر چشمه است. طبیعی است که وزن شعر در هنگام ترجمه بهم می‌ریزد. برای همین، سه نمونه از اشعار اصلی را نیز گذاشتم. اشعار و…

ادامه مطلب

برای کودکان شل سیلور استاین بخوانیم

برای کودکان شل سیلور استاین بخوانیم 150 150 امیرمحمد قربانی

سیلور استاین مفاهیمِ معمول، عرفی، مسجل و آشنای دنیای امروز را به دیده‌ی تردید می‌نگرد و به کودکان می‌آموزد که می‌توان به آن‌ها از زاویه‌ی دیگری نگریست، زیر بارشان نرفت، با آن‌ها مقابله کرد و تغییرشان داد. این را خانم منیژه گازرانی در مقدمه‌ی کتاب من و دوست غولم نوشته است. او مترجم برخی از کتاب‌های شل سیلوراستاین است. سیلوراستاینِ شاعر، قصه‌پرداز و نقاش. نمی‌دانم که داستان‌های او را خوانده‌اید یا نه، در بچگی خوانده‌اید یا در بزرگسالی، در بزرگسالی برای خودتان خوانده‌اید یا برای کس دیگری؛ اگر نخوانده‌اید، بخوانید و بخوانید و بخوانید. قطعه‌ی گمشده را بخوانید. دیدار قطعه‌ی گمشده با دایره‌ی کامل را بخوانید. یک زرافه و نیم را بخوانید. لافکادیو را بخوانید. سیلوراستاین را دریابید. یادم است که چند ماه پیش، در مترو نشسته بودم. مشغول خواندن سیلوراستاین بودم. ساعت به نسبت خلوتی بود. مترو به ایستگاه رسید و چند نفر وارد شدند. دو آقای جوان در…

ادامه مطلب