خاطرات بیمارستان: منفی ده، منفی نه و منفی هشت: لمس کبد، داروی سر خود و رماتیسم

استاندارد

کهیر

رماتیسم مفصلی

ربط خاصی به هم ندارند ولی هر دو نوع بیمار را در سه جلسه‌ی قبلی که بیمارستان رفتم، دیدم. البته، دو جلسه‌ی آن با هم ادغام شده بود و در مجموع دو بار به بیمارستان رفتم.

دو جلسه با رزیدنت، خانم دکتر الهام علی‌پور، و یک جلسه با اتندینگ بود. اتندینگ ما، استاد افلاکی است. ایشان روماتولوژیست است.

شاید بد نباشد که معنی این دو کلمه را بنویسم.

رزیدنت (resident): رزیدنت به دانشجوی تخصص اطلاق می‌شود. فرد، پس از پایان دوره‌ی عمومی و با شرکت در آزمون تخصص، می‌تواند وارد دوره‌ی رزیدنتی شود. تخصص‌های پرطرفدار در ایران، چشم و رادیولوژی هستند.

حالا چرا به آن رزیدنت می‌گویند؟‌ وجه تسمیه چیست؟ کلمه‌ی رزیدنت از فعل reside به معنی اقامت گزیدن گرفته شده است. یک رزیدنت، عملا در بیمارستان اقامت می‌گزیند و زندگی می‌کند. کشیک‌های طولانی و پیوسته، موجب می‌شود که یک رزیدنت بیشتر وقت خود را در بیمارستان بگذراند.

اگر دوست داشتید با سرچ resident burnout می‌توانید در مورد بدبختی رزیدنت‌ها بخوانید!

اتندینگ که در ایران به اختصار اتند می‌نویسند (attending):

معنی لغوی اتندینگ حاضر بودن در یک رویداد، جلسه یا کار است.

be present at (an event, meeting, or function)

فکر می‌کنم منظور از attending physician نیز همین است. پزشکی که دوره‌ی تخصص خود را تمام کرده و مسئول بیمار و نظارت بر دانشجویان است، به همین خاطر در راند و دیدن بیمار و تصمیم گرفتن در مورد بیمار، حضور دارد.

اتندینگ‌ها، همان کسانی هستند که آن‌ها را استاد صدا می‌زنیم 😉


این جلسه، دکتر علی‌پور به ما معاینه‌ی شکم را یاد داد. به دنبال بیماری می‌گشتیم که کبدش بزرگ شده باشد (Hepatomegaly) تا بتوانیم کبدش را لمس کنیم. خب مسلما در بخش ریه، چنین بیماری مرسوم نیست و باید در بخش گوارش به دنبالش گشت.

اما یک بیمار پیدا کردیم، کبدش قابل لمس بود.

وقتی دست به کبد می‌خورد، با توجه به قوام خاصی که دارد، متوجه می‌شویم که کبد است.

فرض کنید که جگر سیاه گوسفند را در چندین لایه پلاستیک پیچیده‌ایم و لمس می‌کنیم. یک حسی شبیه به این دارد.

راستش خیلی حال و حوصله ندارم که توضیحات مفصل در مورد خود بیمار بنویسم. بیمار decorticated بود. دوست داشتید، در موردش سرچ کنید.

امروز هم با دکتر علی‌پور کلاس داریم. شاید امشب حال و حوصله‌ی بیشتری داشتم و مفصل‌تر نوشتم.


دیروز، پنج‌شنبه، اولین جلسه‌ی کلاس ما با اتندینگ بود. استاد افلاکی، هر اتاقی که می‌رفتیم، می‌گفت این جوجه‌ها را آوردم که بهشون physical exam یاد بدم.

در برقراری ارتباط با بیمار، بسیار مهارت بالایی دارد. بیمارانش، عاشقش هستند. خیلی خوب حس empathy را به بیمار منتقل می‌کند. به همین خاطر، بیماران دوستش دارند.

اول ما را به بخش پوست برد. با رزیدنت پوست معامله کرد که consultهای روماتولوژی‌اش را جواب می‌دهد و او به ما “جوجه‌ها” انواع ضایعات پوستی را یاد بدهد.

رزیدنت پوست، خیلی تن به کار نمی‌داد و حال و حوصله نداشت. استاد، بعد از جواب دادن consult‌ها (مشاوره‌ها)، به پیش ما آمد. آنگاه بود که آموزش ما، تازه شروع شد.

ضایعات ۵ بیمار را دیدیم. یکی از بیماران drug-induced urticaria داشت.

خانمی میان سال که از دور هم معلوم بود که به شدت برافروخته و قرمز است. بیمار دارویی مصرف کرده بود و به علت واکنش بدنش به دارو، کهیر زده بود. فکر نکنید که داروی خیلی خاص و عجیب غریبی مصرف کرده بود. همین آموکسی‌سیلین که خیلی از افراد جامعه‌ی ما تا کمی گلودرد می‌گیرند، به داروخانه رفته و درخواست چرک خشک کن می‌کنند. داروخانه نیز، نمی‌دانم به چه علت، دارو را می‌دهد. واقعا علتش سود بیشتر است؟ مگر هر ورق آموکسی، چقدر سود دارد؟

همین است که مقاومت باکتریایی، روز به روز در حال بیشتر شدن است. همین روزها می‌خواهم یک پستی بنویسم و این موضوع را به ساده‌ترین زبان ممکن توضیح بدهم که مقاومت باکتریایی چیست و چرا نباید سرخود آنتی بیوتیک مصرف کنیم.

بیمار دو عدد آموکسی خورده بود و به چنین وضعی افتاده بود. البته عکس زیر از بیمار نیست. از لحاظ اخلاقی صحیح نیست که عکس بیمار را در فضای اینترنت، آپلود کنیم. عکس را از سایت GPonline گرفتم.

کهیر به خاطر آموکسی سیلین

لطفا، بدون مشورت با پزشک، آنتی‌بیوتیک مصرف نکنید. نمی‌گویم که این واکنش‌ها شایع هستند. اتفاقا خیلی هم نادر هستند. ولی فکر کنید که شاید شما همان یک نفری باشید که چنین واکنشی به دارو می‌دهد.

پی‌نوشت در وسط: البته نمی‌دانم که آن خانم دارو را سرخود مصرف کرده بود یا نه.

پی‌نوشت بعدی در وسط: به این دلیل می‌گویم سرخود مصرف نکنید که خیلی از اوقات، شما اصلا به آنتی‌بیوتیک نیازی ندارید. مصرف آنتی‌بیوتیک، در روند بهبودی برای بسیاری از گلودردها که ویروسی می‌باشند، هیچ تاثیری ندارد. پنی‌سیلین، آموکسی‌سیلین، آزیترومایسین و … برای کشتن باکتری‌ها مفید هستند، نه ویروس‌ها. وگرنه این ضایعات، حتی در تجویز‌های به‌جا و درست نیز، ممکن است به وجود بیایند. با عدم مصرف در موقعیت‌هایی که نیازی به آنتی‌بیوتیک نیست، شانس وقوع آن‌ها را کم می‌کنیم.

پی‌نوشت بعد از بعدی: در این یک سال و نیمی که  کلینیک می‌روم، واقعا از دست بیمارانی که سرخود آنتی‌بیوتیک مصرف می‌کنند، عصبانی می‌شوم. ولی، به میزان خیلی بیشتری از دست آن داروخانه‌ی بی‌فکر عصبانی می‌شوم که دارو را بدون نسخه، در اختیار بیمار قرار می‌دهد.


بعد از بخش پوست، با استاد افلاکی، به بخش ایشان، یعنی روماتولوژی برگشتیم.

معنای روماتولوژی را می‌دانید؟ خیلی از بیماران و حتی تعدادی از دانشجویان پزشکی، نمی‌دانند که روماتولوژیست چه کار می‌کند.

دیده‌ام که بعضی از بیماران به آن‌ها، پزشک غضروف یا پزشک مفصل گفته‌اند.

تا حدی درست است.

روماتولوژی (rheumatology)، یک زیرشاخه از تخصص داخلی است. در این رشته، عمدتاً اختلالات سیستم ایمنی بررسی می‌شود. سیستم ایمنی دچار جنون شده و به بدن خود فرد حمله می‌کند! فکر می‌کند سلول‌های خودی، موجوداتی بیگانه‌اند. آن‌ها دیگر از خود نیستند. به آن‌ها حمله می‌کند و سعی می‌کند نابودشان کند. این گونه است که بیماری‌های خود-ایمنی شکل می‌گیرند.

البته روماتولوژیست‌ها، به صورت کلی‌تر، به بیماری‌های مفصل، بافت‌های نرم (مانند غضروف و تاندون)، بیماری‌های خود ایمنی و تعدادی دیگر از بیماری‌ها، می‌پردازند.

به سراغ آقایی ۵۵ ساله رفتیم. از ۱۳-۱۴ سالگی روماتیسم مفصلی داشت. مدت زیادی بود که با روماتیسم دست و پنجه نرم می‌کرد. دیگر علاوه بر مفاصل کوچک، مفاصل بزرگش نیز درگیر شده بود. زانو و آرنجش تغییر شکل داده بود.

۴ تا عمل مختلف در پیش داشت تا مفاصلش را بهتر کنند تا بتواند دوباره راه برود. البته یکی از این ۴ عمل، مربوط به پروستاتش بود و ربطی به روماتیسم نداشت.

نکته‌ی جالب، این بود که بیماری‌اش را پذیرفته بود. با آن کنار آمده بود. غر نمی‌زند. دائم نق و نق نمی‌کرد. فقط از این ناراحت بود که در چند روز اخیر، به علت کمردردش نمی‌تواند راه برود.

چه سازگاری‌ای داشت این مرد…

بعد از دیدن او، دامون گفت که دقت کردی چقدر صدا و قیافه‌اش شبیه Morgan Freeman بود؟

مورگان فریمن

حق با دامون هست. خیلی شبیه هستند! امیدوارم عمل‌هایش به خوبی پیش برود. کاش بیمه‌های ما، دارو‌های جدید روماتیسم را نیز ساپورت می‌کردند. آخر بیمار از کجا ماهی ۶ میلیون تومان برای این داروهای جدید بیاورد! می‌شود سالی ۷۲ میلیون تومان.

داروهای جدید، بسیار بهتر شده‌اند. ولی متاسفانه تعداد زیادی از افراد، توانایی تهیه‌ی آن‌ها را ندارند.

در آخر، دکتر افلاکی نیز به ما گفت برید دوباره هیستوری بگیرید و برای من بیاورید تا ببینم چقدر یاد گرفته‌اید. این مصاحبه‌های هیستوری گرفتن از بیمار بسیار جالب است!


پی‌نوشت: نظر دکتر افلاکی این است که دیدن خانواده‌های شما حق مسلم شماست. آن روز که ما آمدیم، داشت به دانشجویانی که مقیم شیراز بودند پیشنهاد می‌داد تا هفته‌ی بعد که تعطیلی وجود دارد، به جای دانشجویان غیرشیرازی کشیک بمانند تا دانشجویان غیر شیرازی بتوانند به خانه‌هایشان بروند.

وقتی که فهمید ۶ نفر از ۷ نفر در گروه ما هم شیرازی نیستند، کلاس هفته‌ی بعد را به زمانی دیگر موکول کرد.

البته بنده در شیراز می‌مانم و مشغول اسباب کشی هستم!