دانشجوی پزشکی

نامه‌ای برای تو که می‌خواهی پزشک شوی

نامه‌ای برای تو که می‌خواهی پزشک شوی 150 150 امیرمحمد قربانی

مقدمه‌ ۱، حرفی از استاد و استادِ استاد: سر راند کلورکتال (جراحی دستگاه گوارش) بودیم. پسری ۱۴ ساله را راند می‌کردیم. استاد، بیمار را به علت سابقه‌ی قبلی‌اش می‌شناخت. او را اسپایدر من کوچک صدا می‌زد. یکی دو سال پیش، هنگام جنگولک بازی روی درخت، از درخت افتاده و با باسن روی زمین فرود آمده بود. شانس آورده بود که به رکتوم و مقعدش آسیبی جدی وارد نشده بود و با عملی جزئی حالش خوب شده بود. جای اسکار جراحی قبلی، روی باسن‌اش موجود بود. این دفعه، بیمار نوجوان‌مان جوگیر شده بود و نمی‌دانم کدام فیلم اکشن را دیده بود و می‌خواست مانند آن‌ها رفتار کند. دورخیز کرده بود و پس از چند متر دویدن، از یکی دو متری روی…

ادامه مطلب