تجاوز

کشیک دوم اطفال: عزیزکم، تو نمی‌توانی پزشک شوی.

کشیک دوم اطفال: عزیزکم، تو نمی‌توانی پزشک شوی. 150 150 امیرمحمد قربانی

پیش‌نوشتِ بعد‌التحریری: پراکنده است. ناراحت کننده است. آلوده به ذهن من است. بدون انتها هست.   بیمارستان نمازی،‌ اردیبهشت ماه ۹۷   حیاط بیمارستان نمازی، شیر در قفس، چند روز قبل   — دکتر استیودنت‌هات رو نگه دار. باید یکیشون با مریض بره درمونگاه. — خب دکتر جان، بعد از این که با مریض رفتی درمانگاه و برش گردوندی بخش، آف هستی. — باشه. ممنونم.   نگاهم به رضا افتاد. با سه‌چرخه‌ی قرمزش در راهروی طویل بخش مشغول ویراژ دادن بود. ناخودآگاه لبخندی به او زدم. پاسخم را با لبخندی داد. یاد دقایقی پیش افتادم: داشتم از در بخش خارج می‌شدم. حواسم دوباره به عکس استاد پرت شده بود که دم در چسبانده‌اند. عکس استاد که مشغول ضدعفونی کردن دستش با محلول ضدعفونی‌کننده است. عکسی که به خاطر این چسبانده‌اند که هر لحظه به تو یادآور شوند که چقدر مهم است که دائما دستت را در بیمارستان تمیز نگاه داری.…

ادامه مطلب