امیرمحمد قربانی

در راه شناختن
ٰدر بهشت پنج نفر منتظر شما هستند

در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند

در بهشت پنج نفر منتظر شما هستند 400 400 امیرمحمد قربانی

  هر کسی تصوری از بهشت دارد، هر دینی تصویری از بهشت ارائه می‌دهد، و باید به تمام آن‌ها احترام گذاشت. تصویری که این‌جا ارائه کرده‌ام، فقط یک حدس است. در واقع به نوعی یک آرزوست. آرزوی آن‌که عمویم، و آدم‌هایی مثل او، کسانی که در این دنیا احساس بی‌اهمیتی می‌کنند، سرانجام پی‌ببرند که چقدر مهم و عزیز بوده‌اند.

ادامه مطلب

منفی سیزده: از بحرین (خاطرات بیمارستان)

منفی سیزده: از بحرین (خاطرات بیمارستان) 150 150 امیرمحمد قربانی

جمعه، ۱۹ خرداد ۹۶، دومین جلسه‌ی بیمارستان بود. کمی از ساعت ۵ بعد از ظهر گذشته بود که از خانه بیرون آمدم تا به موقع به بیمارستان برسم. تاکسی گرفته و داشتم جزییات گرفتن هیستوری را مرور می‌کردم. راننده با مسافر دیگر مشغول بد و بیراه گفتن به نمایندگی ماشینش بود. این که نتوانستند درست کنند. مسافر هم با تاکید خاصی می‌گفت که اصلا نباید به نمایندگی میبردی. خرجش زیر ۱۰۰ تومن باشه، ارزش نداره ببری نمایندگی و … زود رسیدم. خیلی خلوت بود خیابان‌ها. وارد اورژانس شدم. کمی شلوغ‌تر از دفعه‌ی پیش بود. به اتاق رزیدنت داخلی رفتم و…

ادامه مطلب

خاطرات بخش: منفی چهارده

خاطرات بخش: منفی چهارده 150 150 امیرمحمد قربانی

شیراز. خیابان فردوسی. کوچه‌ی ۱۶. مجتمع سورنا. خرداد ۹۴. ساعت ۱۱:۳۰ شب. اتفاقی در یک مجتمع ساکن بودیم. من و مسعود طبقه‌ی چهارم و سه نفر دیگر از دوستان مان در طبقه‌ی اول. همگی ورودی بهمن ۹۲. حدود ۱۱:۳۰ بود و من و مسعود و دامون در اتاق من نشسته بودیم. من داشتم بلیت‌های هواپیما رو چک می‌کردم. خیلی عادی گفتم که بچه‌ها بلیت کیش شده ۶۰ تومن. بریم؟ دو نفر دیگه هم خیلی سریع گفتند بریم! خیلی ساده یک مسافرت شکل گرفت. پرواز برای شش صبح بود و آن موقع ساعت ۱۲ شده بود. داستان‌های هیجان انگیز آن مسافرت…

ادامه مطلب

لحظه‌نگار: خودم

لحظه‌نگار: خودم 150 150 امیرمحمد قربانی

اولین روز برگشت به شیراز بود. ۱۳ فروردین ۱۳۹۶. محمدعلی از چند شب قبلش گفته بود که بریم حافظیه. محمدعلی اولین دوست من تو شیراز بود. تخت پایینی من تو خوابگاه بود. دوستی‌ای که بهمن ماه ۱۳۹۲ شروع شد و هنوز ادامه دارد. از علایق محمدعلی عکاسی است و آرامشش را در عکاسی پیدا کرده است. عکس‌های محمدعلی را خیلی دوست دارم. تا الان دو تا از عکس‌هایش را به من هدیه داده است. که همیشه در اتاق و در کنار کتاب‌هایم هستند و آن‌ها را نگاه می‌کنم. عکس زیر را نیز محمدعلی از من گرفته است.     پی‌نوشت:…

ادامه مطلب

کمی در مورد علاقه‌ام به پزشکی

کمی در مورد علاقه‌ام به پزشکی 150 150 امیرمحمد قربانی

این پست، نوشته‌ای است برای خودم که یادم نرود که چرا به سراغ پزشکی رفتم. سال اول دبیرستان بودم. یک عده، رشته‌هاى مهندسی را دوست داشتند و به سراغ ریاضی می‌رفتند. یک عده نیز پزشکی، داروسازی و یا دندان‌پزشکی را دوست داشته و به سراغ تجربی می‌آمدند. عده‌ای نیز بودند که پزشکی می‌خواستند ولی برای تقویت ریاضی خود، در رشته‌ی ریاضی ثبت‌نام می‌کردند. تیزهوشان گرگان، مثل بسیاری از شهر‌ها، رشته‌ی انسانی نداشت. البته من هم در آن موقع به انسانی فکر نمی‌کردم. از سال قبل از ما بود كه كم كم سيل هجوم به سمت پزشكى و تجربى شروع شد. “خانواده…

ادامه مطلب
معنی زندگی

معنی زندگی (۲) – ویکتور فرانکل: انسان در جستجوی معنی

معنی زندگی (۲) – ویکتور فرانکل: انسان در جستجوی معنی 800 523 امیرمحمد قربانی

پبش‌نوشت: قسمت اول نوشته‌ی معنی زندگی را می‌توانید در اینجا بخوانید. پیش‌نوشت ۲: متمم درسی در مورد تعیین ارزش‌های زندگی دارد. خواندن آن به درکِ بهترِ مفهومِ ارزش کمک می‌کند. آن را در اینجا می‌توانید بخوانید. متمم به تفاوت ارزش و معیار نیز پرداخته است. پیش‌نوشت ۳: این سلسله نوشته‌ها، طولانی خواهد بود. بر اساس یکی از این‌ها بهتر است که تصمیم گرفته نشود و همه‌ی آن‌ها و این کتاب‌ها، خوانده شود. اصل ماجرا: در این پست نیز در مورد این کتاب از فرانکل می‌نویسم. فرانکل از معنی‌جویی می‌گفت (The Will to Meaning). از این که معنی‌جویی نیروی اصیل و بنیادی است.…

ادامه مطلب

لحظه‌نگار: پس از چهارده هزار قدم

لحظه‌نگار: پس از چهارده هزار قدم 150 150 امیرمحمد قربانی

فقط افکاری که در هنگام قدم زدن به ذهن خطور می‌کنند، باارزش هستند. اولین بار به این جمله در کتاب تسلی‌بخشی‌های فلسفه از آلن دو باتن برخوردم. از نیچه است. منظورم این نیست که هر فکری که به نظرم قابل تأمل باشد، موقع راه رفتن به ذهنم رسیده باشد. اما دفعات قابل توجهی، این اتفاق برایم افتاده است. هنگام صحبت با تلفن نیز راه می‌روم. مخصوصا اگر شخص پشت تلفن برایم مهم باشد یا صحبت مهمی باشد. پس از چهارده هزار قدم رفتن در مسیر‌های زیر، افکار جدیدی و نتیجه‌گیری‌های تازه‌ای داشتم. در این مسیر تنها نبودم. دوستی همراهم بود. صحبت…

ادامه مطلب
Psychotherapy

نقد: راهی به سوی دلایل علایق

نقد: راهی به سوی دلایل علایق 2000 1000 امیرمحمد قربانی

تا حالا پیش روانکاو رفتید؟ نمی‌دانم که این تجربه را داشته‌اید یا نه. روانکاوی، فرایندی نیست که با یکی دو جلسه حل بشود و نیاز به زمانی طولانی دارد. معمولا در هر جلسه، تعدادی سوال است که تکرار می‌شود. مهم نیست که محتوای صحبت چیست. این سوالات وجود دارد. مثلا: حس ات چیه؟ چرا این رو دوست داری؟ چرا این کار رو دوست نداشتی؟ راحت نیست جواب دادن به این سوال‌ها. می‌توانید امتحان کنید. فرضا من می‌گویم از گوش دادن به شوپن لذت می‌برم. خب چرا؟ چه دلیلی دارد؟ باعث ایجاد چه حس‌ها و هیجاناتی در من می‌شود؟ چرا فلان…

ادامه مطلب

آموزش پزشکی در ایران: پس از قدمِ بیست و پنج هزارم (۱)

آموزش پزشکی در ایران: پس از قدمِ بیست و پنج هزارم (۱) 150 150 امیرمحمد قربانی

در مورد مشکلات آموزش پزشکی در ایران از دیدگاه خودم صحبت کردم.

ادامه مطلب
خورشید را بیدار کنیم

خورشید را بیدار کنیم

خورشید را بیدار کنیم 345 500 امیرمحمد قربانی

ژوزه واسکونسلوس عزیز! به تو غبطه می‌خورم. کاش می‌توانستم روزی شبیه به تو بنویسم. همین‌قدر ساده، همین‌قدر گیرا و همین‌قدر زیبا. آن وقت می‌توانستم تمام چیز‌هایی که دلم می‌خواهد را بگویم. یکی از هدف‌هایم هم از وبلاگ‌نویسی همین است. ولی از یک ماه نیز، ننوشتنم فراتر رفته است. بهانه داشتم که تا دو سه روز پیش لپ‌تاپ نداشتم. خوب است. لااقل با این بهانه می‌توانستم خودم را گول بزنم. ژوزه عزیز! مدت‌ها بود چنین هجومی از احساسات و هیجانات را تجربه نکرده بودم. مدت‌ها بود این‌قدر غرق در کتاب نشده بودم که متوجه نشوم هوا تاریک شده است و متوجه…

ادامه مطلب