امیرمحمد قربانی

در راه شناختن
معنی زندگی

معنی زندگی (۱) – ویکتور فرانکل: انسان در جستجوی معنی

معنی زندگی (۱) – ویکتور فرانکل: انسان در جستجوی معنی 224 346 امیرمحمد قربانی

پیش‌نوشت: این پست، شروع نوشتن در مورد معنی زندگی است. نمی‌دانم به چند نوشته خواهد رسید. احتمالا تعداد قابل توجهی خواهد بود. کتاب را در تعطیلات نوروز (در ذهن اکثر ما تعطیلات نوروز، دو هفته است و از ۵ ام تا ۱۲ ام را که تعطیل نیست نیز جزو تعطیلات حساب می‌کنیم. نمونه‌ی بارز آن را وقتی می‌بینیم که وسیله‌ای نیاز داریم و وقتی به فروشگاه مراجعه می‌کنیم، می‌گویند: “بعد ۱۳ام میاریم”.) خریدم و در همین تعطیلات خواندن آن را تمام کردم. عکس روی این چاپ از کتاب را بیشتر دوست داشتم و به خاطر همین آن عکس را گذاشتم. چقدر این…

ادامه مطلب
michael sandel

از مایکل ساندل

از مایکل ساندل 414 344 امیرمحمد قربانی

کلاس “Justice” مایکل ساندل و داستانی که با آن کلاس را شروع می‌کند معروف است. در لکچر اول این کلاس، جمله‌ای توسط مایکل ساندل گغته می‌شود که به نظرم ارزشش را داشت که آن را اینجا بنویسم.

ادامه مطلب

لحظه‌نگار: لبریز از زندگی

لحظه‌نگار: لبریز از زندگی 150 150 امیرمحمد قربانی

گل‌ها و شکوفه‌های باغچه‌ی کوچک ما. لبریز از زندگی.   متعلق به درختان گوجه سبز، آلوی قطره طلا، زرد آلو و هلو بشقابی + رزماری و یاس زرد. پی نوشت ۱: من این شکوفه‌ها را نچیده‌ام. پی نوشت ۲: باغچه کوچک ما سیب دارد.  

ادامه مطلب

سایه

سایه 150 150 امیرمحمد قربانی

تولد هوشنگ ابتهاج نزدیک است. چیزی نمانده است. امشب به سراغ تاسیان و سیاه مشق رفتم. دلم می‌خواست که سایه بخوانم. به یاد بال در بال افتادم. قسمتی از آن را این‌جا می‌گذارم. کلام من بس است. به سایه گوش دهیم. http://amirmghorbani.com/wp-content/uploads/2017/02/bal-dar-bal.mp4 پی‌نوشت: نام این شعر که در پایان کنسرت بال در بال خوانده شد، زندگی است. آن را در سایعت شعر نو می‌توانید بخوانید.

ادامه مطلب

دعوت به شنیدن موسیقی

دعوت به شنیدن موسیقی 150 150 امیرمحمد قربانی

موسیقی به درستی به ما معرفی نشده است. هیچ وقت کسی برای‌مان آن را توضیح نداده است. به جایی رسیده‌ایم که گوش دادن موسیقی کلاسیک و سنتی، که هر دو به غلط نام‌گذاری شده‌اند، محدود به عده‌ای خاص است. عده‌ای خاص فقط آن را با تمام وجود گوش می‌دهند. حق هم دارند. اصلا این دو را نمی‌شناسند که بخواهند آن را گوش دهند. باید چیزی را بشناسیم تا از آن خوشمان بیاید. از بخت خوش من بود که مادر و پدرم، مرا در این مسیر فرستادند. دنیایی بزرگ، عجیب و کم‌شناخته برای مخاطب ایرانی. در منزل ما کسی موسیقی کلاسیک…

ادامه مطلب

محمد‌رضا لطفی

محمد‌رضا لطفی 150 150 امیرمحمد قربانی

قبلا نوشته‌ام که انسان‌هایی در زندگی من بوده‌اند که بر مسیر زندگی من تأثیرات زیادی گذاشته‌اند. لطفی را هیچ‌وقت ندیدم. دروغ نگویم، قبل از فوتش اصلا به اندازه‌ای که الان شناخت دارم، او را نمی‌شناختم. اما تأثیرات او همیشه باقی می‌ماند. مسیر آشنایی من با موسیقی ایرانی با لطفی شروع شد. آشنا شدن با لطفی، انسان‌هایی را در مسیر زندگی من قرار داد که نمی‌توانم تصور کنم که بدون آن‌ها، زندگی من چطور می‌بود. این اولین پستی است که در مورد او می‌نویسم. در این پست می‌خواهم ثانیه‌هایی از آخرین قطعه‌ای که از او گوش دادم را بگذارم. بداهه‌ای در…

ادامه مطلب

ناقوس بزرگ

ناقوس بزرگ 150 150 امیرمحمد قربانی

نمی‌دانم شما چطور کتابی را که می‌خواهید بخوانید انتخاب می‌کنید. از کتاب‌فروش می‌پرسید؟ Goodreads را چک می‌کنید و نقد‌ها را می‌خوانید؟ از دوستانِ کتاب‌خوان خود می‌پرسید؟خود در کتاب‌فروشی، بین کتاب‌ها گشته و کتابی را پیدا می‌کنید؟ من در زندگی‌ام، دوستی وجود دارد که هیچ‌وقت از خواندن کتاب‌هایی که معرفی کرده است، پشیمان نشده‌ام. همه‌ی آن‌ها بی‌نظیر بوده‌اند. یکی از کتاب‌هایی که معرفی کرد، خرمگس و زن ستیز بود. مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه طنز. ترجمه‌ای از حسین یعقوبی. همین‌جا بگویم که ترجمه را بسیار دوست داشتم. در این کتاب داستانی وجود دارد به نام ناقوس بزرگ. از نویسنده‌ای نیجریه‌ای به نام…

ادامه مطلب

گفت‌‌و‌گو‌ – در‌باره‌ی خواب

گفت‌‌و‌گو‌ – در‌باره‌ی خواب 150 150 امیرمحمد قربانی

لحظه‌نگار را از پست قبل شروع کردم. حال، می‌خواهم سلسله پست‌هایی را شروع کنم و در آن، قسمتی از گفت‌و‌گو‌هایی با دوستانم را که به نظرم جالب است، بنویسم. نمی‌خواهم این ‌گفت‌و‌گو‌ها در میان انبوه پیام‌های مسنجر‌های گوناگون، گم شوند. قبلا این گفت‌وگو‌ها را در تلگرام برای خودم می‌فرستادم. ولی حال که مشغول مهاجرت از تلگرام و کانال‌ها و گروه‌هایش به سمت سایت‌نویسی هستم، این قسمت را نیز در این‌جا می‌آورم. این پست‌ها را با عنوان گفت‌و‌گو با دوست می‌نویسم. من اجباری بودنِ این میزان خواب را دوست ندارم. در اوایل به دنبال راه‌حل‌هایی می‌گشتم که خوابم را کم کنم. مشکلم را کمبود زمان…

ادامه مطلب

لحظه نگار: کاشی‌

لحظه نگار: کاشی‌ 150 150 امیرمحمد قربانی

لحظه نگار را محمدرضا بعد از ترک اینستاگرام شروع کرد. اکنون ۱۱ ماهی ست که عکسی در اینستاگرام نگذاشته‌ام. اینستاگرامی نداشته‌ام که بخواهم عکسی بگذارم. از این به بعد، همانند او، لحظه نگار را شروع می‌کنم. کاشی! کاشی مجذوبم می‌کند. کاشی جادویم می‌کنم. کاشی مبهوتم می‌کند. کاشی آرامم می‌کند. کاشی صحبت می‌کند. این عکس را در سعدیه گرفتم. هنوز که هنوز است، کاشی‌ای ندیده‌ام که از کاشی‌کاری‌های سعدیه آن را بیشتر دوست داشته باشم. وقتی وارد آرامگاه سعدی می‌شوم ، همیشه اول به سراغ کاشی‌های محبوبم می‌روم. چند لحظه کنار آن‌ها می‌مانم. انگار همدیگر را می‌شناسیم! بعد به سراغ غزل…

ادامه مطلب

درباره‌ی فید و فیدخوانی

درباره‌ی فید و فیدخوانی 150 150 امیرمحمد قربانی

یادم نمی‌آید که کی با سایت یک پزشک آشنا شدم. زمان زیادی می‌گذرد. کار او را تحسین می‌کردم. علیرضا مجیدی منظورم است. این که فقط پزشک نیست را دوست دارم. به طور جدی در چند حوزه فعالیت کردن را دوست دارم و سعی می‌کنم که سبک زندگی‌ این افراد را بشناسم. در سایدبار سایت، یک قسمت است به نام سایت‌هایی که به آن سر می‌زنم. وقتی همه‌ی آن‌ها را وارد کنم فکر کنم به ۴۰ تایی برسند. شاید کمی بیشتر یا کمتر. همین‌جا باید بگویم که یک پزشک یکی از این سایت‌ها می‌باشد. خب. صبح است و من می‌خواهم این سایت‌ها را…

ادامه مطلب