جستارهایی در باب عشق

۲۵ سال پیش بود که آلن دوباتن جستارهایی در باب عشق را نوشت (۱۹۹۳). کتابی را که دوباتنِ ۲۴ ساله نوشته بود، منِ ۲۲ ساله، این چند روز می‌خواندم و از حرف‌های آن مغزِ ۲۴ ساله لذت می‌بردم. البته می‌دانیم که سن و سال و شعور، ربط چندانی به هم ندارند. نام …

ادامه‌ی مطلب

دعوت به شنیدن (۴): اسپارتاکوس – آرام خاچاطوریان

مطمئن نیستم که اولین بار چه کسی این قطعه را به من معرفی کرد. یا اولین بار کجا بود که شنیدمش. اما یک چیزی را مطمئنم. بی‌شک یکی از زیباترین آداجیو‌های ممکن است. البته باید بگویم که آداجیو نام قطعه نیست. وقتی واژه‌ی آداجیو بر اول قطعه‌ای گذاشته می‌شود تنها یک …

ادامه‌ی مطلب

در مورد تکست خواندن در پزشکی

مقدمه تقریبا تمام اطرافیانم می‌دانند که از مخالفان سرسخت نواریون به عنوان منبع اصلی هستم. نواریون نامی است که عده‌ای که ورودی‌های دهه‌ی هفتادِ پزشکی (شاید هم اواخر شصت) در شیراز بودند، رواج دادند. آن‌ها، با آن ضبط صوت‌های قدیمی که نوار می‌خورد، صدای استاد را ضبط می‌کردند و هر …

ادامه‌ی مطلب

از خاطرات بخش: مردن به خاطر دو کیلو آلو سیاه

پیش نوشت: این خاطره مال من نیست، برای یکی از اساتیدم است. از بخت‌یاری من بود که هشت روز با یکی از بهترین پزشک‌ها و اساتید نفرولوژی ایران راند کردم. قسمتی از نیمه‌ی دوم دی ماه را با استاد محمدمهدی ثاقب بودم. به جرئت می‌توان گفت از برترین پزشکان این …

ادامه‌ی مطلب

لذت یک تشخیص درست – CPC

بعد از بیش از دو سال، بالاخره دوباره یک جلسه‌ی CPC برگزار شد. جلسه‌ای که ۹۰ روز برای برگزاری‌اش تلاش کردم. به قول استاد امینیان عزیز – که در این جلسه‌ی CPC خیلی به من لطف داشتند – از بهترین جلسات CPC آن است که یک Uncommon presentation of a …

ادامه‌ی مطلب

منابع پزشکی خواندن (۱): دکتر نجیب – آپدیت شده

پیش‌نوشت: خیلی وقت شده است که به تعدادی از دوستانم قول دادم که منابع پزشکی خواندن را که خودم دوست دارم و استفاده می‌کنم، معرفی کنم. این نوشته، شروعی است برای معرفی منابعی برای پزشکی. اینجا، اعصاب را ترم چهار درس می‌دهند. همه از آن می‌ترسند. مخصوصا از آناتومی آن. …

ادامه‌ی مطلب

خاطرات بخش: لوپوس

نرگس ۲۶ سال داشت. عاشق بچه بود. تا‌به‌حال، دوبار حامله شده بود که در نهایت منجر به سقط شده بودند. می‌خواست دوباره بچه‌دار شود که متوجه شد یک سری برجستگی زیر پوستی دارد. چند عدد زخم هم در درهانش شکل گرفته بود که خونریزی داشت. تعدادی هم لکه‌های پوستی به …

ادامه‌ی مطلب

شعری کوتاه از سیلوراستاین: دونالد ناشنوا

دونالد ناشنوا، شعری کوتاه از سیلوراستاین است.   ترجمه‌ی آن را از کتاب چراغی زیر شیروانی، نوشته‌ی شل سیلوراستاین، ترجمه‌ی رضی هیرمندی، انتشارات شولا در این‌جا می‌گذارم. اگرچه معتقدم، اصلا به زیبایی متن اصلی آن نیست. +12

ادامه‌ی مطلب

اول کتاب چه می‌نویسید؟

اشتباه نکنید. منظورم کتاب‌هایی نیست که می‌خواهیم کادو بدهیم. منظورم کتاب‌های خودمان است. نمی‌دانم عادت‌های موقعِ کتاب خواندن شما چگونه است. در آن خط می‌کشید یا نمی‌کشید. از ماژیک‌های هایلایت استفاده می‌کنید یا نه. از یک رنگ استفاده می‌کنید یا از چند رنگ. حاشیه‌نویسی انجام میدید یا فیش‌نویسی می‌کنید و …

ادامه‌ی مطلب

هنوخ شوئن لاین پورپورا

قبل از ورود به دانشکده‌ی پزشکی بود که با بیماری هنوخ شوئن لاین پورپورا (Henoch–Schönlein Purpura) آشنا شدم. در یکی از اپیسودهای House MD. از همان موقع اسم آن برایم جذاب بود. هنوخ شوئن لاین پورپورا جزو بیماری‌هایی هست که در آن، رگ‌ها دچار مشکل می‌شوند. التهابی درون آن‌ها شکل …

ادامه‌ی مطلب