منفی سیزده: از بحرین (خاطرات بیمارستان)

جمعه، ۱۹ خرداد ۹۶، دومین جلسه‌ی بیمارستان بود. کمی از ساعت ۵ بعد از ظهر گذشته بود که از خانه بیرون آمدم تا به موقع به بیمارستان برسم. تاکسی گرفته و داشتم جزییات گرفتن هیستوری را مرور می‌کردم. راننده با مسافر دیگر مشغول بد و بیراه گفتن به نمایندگی ماشینش …

ادامه‌ی مطلب

خاطرات بخش: منفی چهارده

شیراز. خیابان فردوسی. کوچه‌ی ۱۶. مجتمع سورنا. خرداد ۹۴. ساعت ۱۱:۳۰ شب. اتفاقی در یک مجتمع ساکن بودیم. من و مسعود طبقه‌ی چهارم و سه نفر دیگر از دوستان مان در طبقه‌ی اول. همگی ورودی بهمن ۹۲. حدود ۱۱:۳۰ بود و من و مسعود و دامون در اتاق من نشسته …

ادامه‌ی مطلب

لحظه‌نگار: خودم

اولین روز برگشت به شیراز بود. ۱۳ فروردین ۱۳۹۶. محمدعلی از چند شب قبلش گفته بود که بریم حافظیه. محمدعلی اولین دوست من تو شیراز بود. تخت پایینی من تو خوابگاه بود. دوستی‌ای که بهمن ماه ۱۳۹۲ شروع شد و هنوز ادامه دارد. از علایق محمدعلی عکاسی است و آرامشش …

ادامه‌ی مطلب

کمی در مورد علاقه‌ام به پزشکی

این پست، نوشته‌ای است برای خودم که یادم نرود که چرا به سراغ پزشکی رفتم. سال اول دبیرستان بودم. یک عده، رشته‌هاى مهندسی را دوست داشتند و به سراغ ریاضی می‌رفتند. یک عده نیز پزشکی، داروسازی و یا دندان‌پزشکی را دوست داشته و به سراغ تجربی می‌آمدند. عده‌ای نیز بودند که …

ادامه‌ی مطلب

معنی زندگی (۲) – ویکتور فرانکل: انسان در جستجوی معنی

معنی زندگی

پبش‌نوشت: قسمت اول نوشته‌ی معنی زندگی را می‌توانید در اینجا بخوانید. پیش‌نوشت ۲: متمم درسی در مورد تعیین ارزش‌های زندگی دارد. خواندن آن به درکِ بهترِ مفهومِ ارزش کمک می‌کند. آن را در اینجا می‌توانید بخوانید. متمم به تفاوت ارزش و معیار نیز پرداخته است. پیش‌نوشت ۳: این سلسله نوشته‌ها، طولانی خواهد …

ادامه‌ی مطلب

لحظه‌نگار: پس از چهارده هزار قدم

فقط افکاری که در هنگام قدم زدن به ذهن خطور می‌کنند، باارزش هستند. اولین بار به این جمله در کتاب تسلی‌بخشی‌های فلسفه از آلن دو باتن برخوردم. از نیچه است. منظورم این نیست که هر فکری که به نظرم قابل تأمل باشد، موقع راه رفتن به ذهنم رسیده باشد. اما دفعات …

ادامه‌ی مطلب

نقد: راهی به سوی دلایل علایق

Psychotherapy

تا حالا پیش روانکاو رفتید؟ نمی‌دانم که این تجربه را داشته‌اید یا نه. روانکاوی، فرایندی نیست که با یکی دو جلسه حل بشود و نیاز به زمانی طولانی دارد. معمولا در هر جلسه، تعدادی سوال است که تکرار می‌شود. مهم نیست که محتوای صحبت چیست. این سوالات وجود دارد. مثلا: …

ادامه‌ی مطلب

خورشید را بیدار کنیم

خورشید را بیدار کنیم

ژوزه واسکونسلوس عزیز! به تو غبطه می‌خورم. کاش می‌توانستم روزی شبیه به تو بنویسم. همین‌قدر ساده، همین‌قدر گیرا و همین‌قدر زیبا. آن وقت می‌توانستم تمام چیز‌هایی که دلم می‌خواهد را بگویم. یکی از هدف‌هایم هم از وبلاگ‌نویسی همین است. ولی از یک ماه نیز، ننوشتنم فراتر رفته است. بهانه داشتم …

ادامه‌ی مطلب

معنی زندگی (۱) – ویکتور فرانکل: انسان در جستجوی معنی

معنی زندگی

پیش‌نوشت: این پست، شروع نوشتن در مورد معنی زندگی است. نمی‌دانم به چند نوشته خواهد رسید. احتمالا تعداد قابل توجهی خواهد بود. کتاب را در تعطیلات نوروز (در ذهن اکثر ما تعطیلات نوروز، دو هفته است و از ۵ ام تا ۱۲ ام را که تعطیل نیست نیز جزو تعطیلات …

ادامه‌ی مطلب