دسته‌بندی نشده

خاطرات بخش: شکار اختاپوس – تاکوتسوبو

در راهروی خوابگاه کسی را ندیدم. به اتاقی که صبح نامم را بر قطعه‌ای دستمال کاغذی نوشته و روی تخت گذاشته بودم، رفتم. در اتاق هم، کسی نبود. عقربه‌ی کوچک ساعت در حال نزدیک شدن به یک بود. کارهایم را انجام داده بودم. به سراغ دوباره‌خوانی یکی از کتاب‌هایم می‌خواستم …

ادامه‌ی مطلب

ابرروندهای پزشکی (۱): مقدمه‌ای با چاشنی پیرپزشکی

سال ۱۸۰۲ بود که بیمارستانی در پاریس به نام Hôpital des Enfants Malades گشوده شد. بیمارستانی که تمام بیماران آن کمتر از پانزده سال سن داشتند. اگر اشتباه نکنم، می‌توانیم بگوییم که این بیمارستان، اولین بیمارستان تخصصی کودکان بوده است و این بیمارستان، نقطه‌ی عطفی در علم Pediatrics بود. منبع …

ادامه‌ی مطلب

شاملو، شرطی لازم ولی ناکافی

در گذرگاهِ نسیم سرودی دیگرگونه آغاز کردم در گذرگاهِ باران سرودی دیگرگونه آغاز کردم در گذرگاهِ سایه سرودی دیگرگونه آغاز کردم. نیلوفر و باران در تو بود خنجر و فریادی در من، فواره و رؤیا در تو بود تالاب و سیاهی در من. در گذرگاهت سرودی دیگرگونه آغاز کردم. شاملو …

ادامه‌ی مطلب

نگاهی به کودک‌آزاری (۱)

پیش‌نوشت ۱: شاید بهتر باشد که ابتدا این ماجرای کوتاه را که در این‌جا نوشته‌ام، بخوانید.   پیش‌نوشت ۲: این نوشته و تمام نوشته‌های بعد از این، برای کمک به کسانی است که این واقعه را گذرانده‌اند و با آن درگیر هستند. از همان ماجرای بیماری که داشتم، به این …

ادامه‌ی مطلب

راهی شاید مؤثر برای کم‌تر سر زدن به شبکه‌های اجتماعی

متوجه شده بودم که مدتی است وقت زیادی را در تلگرام می‌گذرانم (دو سالی شد که اینستاگرام نیستم). شاید متاسفانه به دو ساعت هم برسد. درست است که همه‌ش بحث‌های سطحی و ساده نیست ولی خب باز هم وقت زیادی است. دو راه را شروع کردم: ۱. نمی‌دانم شما با …

ادامه‌ی مطلب

از خاطرات بخش: مردن به خاطر دو کیلو آلو سیاه

پیش نوشت: این خاطره مال من نیست، برای یکی از اساتیدم است. از بخت‌یاری من بود که هشت روز با یکی از بهترین پزشک‌ها و اساتید نفرولوژی ایران راند کردم. قسمتی از نیمه‌ی دوم دی ماه را با استاد محمدمهدی ثاقب بودم. به جرئت می‌توان گفت از برترین پزشکان این …

ادامه‌ی مطلب

اول کتاب چه می‌نویسید؟

اشتباه نکنید. منظورم کتاب‌هایی نیست که می‌خواهیم کادو بدهیم. منظورم کتاب‌های خودمان است. نمی‌دانم عادت‌های موقعِ کتاب خواندن شما چگونه است. در آن خط می‌کشید یا نمی‌کشید. از ماژیک‌های هایلایت استفاده می‌کنید یا نه. از یک رنگ استفاده می‌کنید یا از چند رنگ. حاشیه‌نویسی انجام میدید یا فیش‌نویسی می‌کنید و …

ادامه‌ی مطلب

مسمومیت غذایی – نکته‌ای کوچک

بهمن ۹۵ بود که سر کلاس مسمومیت غذایی بودم. یادم هست که یک سری نکات گفته شد که برای خودم هم خیلی جالب بود. همان موقع گفتم بعضی از آن‌ها را در این‌جا هم بنویسم. فراموش کردم. دیشب که دوباره عفونی می‌خواندم، این نکات را دیدم. تا دوباره از یاد …

ادامه‌ی مطلب

از دو نمایشنامه:‌ نصف شب است دیگر دکتر شوایتز و کالیگولا

اصلا یادم نمی‌آید آخرین نمایشنامه‌ای که خواندم کی بود. حتی اسمش را یادم نیست. فقط یادم است خیلی بیخود بود. بعد از آن قضیه، خودآگاه یا ناخود‌آگاه، مدت‌ها به سراغ نمایشنامه نرفتم. تا این که:   مریضی داشتیم که از میناب آمده بود. قند خون او در بدو ورود ۱۱۸۰ …

ادامه‌ی مطلب