دنیای شگفت‌انگیز موسیقی

دعوت به شنیدن (۷): مرثیه‌ای برای قربانیان زلزله و سونامی ۱۱ مارس ۲۰۱۱، نوبویوکی سوجی

دعوت به شنیدن (۷): مرثیه‌ای برای قربانیان زلزله و سونامی ۱۱ مارس ۲۰۱۱، نوبویوکی سوجی 150 150 امیرمحمد قربانی

چند ماه پیش بود که در یوتیوب به دنبال یک اجرای خاص می‌گشتم. یک قطعه از اولیویه مسیان می‌خواستم. قطعه‌ای نیست که زیاد اجرا شده باشد و خیلی هم محبوب نیست. از آن قطعه‌های اذیت کننده است. از آن‌هایی که تو را در منگنه می‌گذارد و آن‌قدر فشارت می‌دهد که دیگر نفس‌ات بالا نیاید. برای همین گشتن‌ام یه مقدار بیش از حد معمول طول کشید. در این میان، یک تیتری دیدم که به نظرم بسی بیخود و مزخرف بود. عنوان این بود: Pianist in tears!!!. Most moving piano performance از حماقت‌اش عصبانی شده بودم. اصلا چنین چیزی نمی‌تواند وجود داشته باشد. در دنیای موسیقی most moving نداریم. بهترین قطعه نداریم. پر احساس‌ترین قطعه نداریم. قشنگ‌ترین قطعه نداریم. ممکن است که قطعه‌ای، بنا بر حال تو در زمانی که به آن گوش می‌سپاری، برای‌ حالت در آن لحظه،‌ بهترین باشد. همین. به همین‌چیز‌ها فکر می‌کردم. اما روی لینک کلیک کردم و توضیحات…

ادامه مطلب

دعوت به شنیدن (۶): در ستایش بیان کلاسیک – کنسرتو ویولن بتهوون

دعوت به شنیدن (۶): در ستایش بیان کلاسیک – کنسرتو ویولن بتهوون 150 150 امیرمحمد قربانی

هیچ‌وقت نمی‌شنوید ورزشکاری در حادثه‌ای فجیع حس بویایی‌اش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان‌ها بدهد، که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده‌مان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش، و آشپز زبانش. جزء از کل – استیو تولتز – ترجمه‌ی پیمان خاکسار این اتفاقی بود که برای بتهوون افتاد. آهنگسازی که به آرامی شنوایی‌اش را از دست داد. اختلالات شنوایی بتههون در حدود ۱۹۷۶ شروع شد؛ زمانی که بتهوون تنها ۲۶ سال داشت. شروع ناشنوایی از سال ۱۷۹۸ بود و در ۳ سال بعدی، ۶۰ درصد از شنوایی‌اش او را ترک گفته بود. در سال ۱۸۱۶ بود که دیگر کاملا ناشنوا شد و تا زمان فوتش (۱۸۲۷) در ناشنوایی به سر برد. اما این ناشنوایی، چیزی نبود که جلوی آهنگساز را بگیرد. در این سال‌ها نیز بتههون قطعاتی…

ادامه مطلب

دعوت به شنیدن (۴): اسپارتاکوس – آرام خاچاطوریان

دعوت به شنیدن (۴): اسپارتاکوس – آرام خاچاطوریان 150 150 امیرمحمد قربانی

مطمئن نیستم که اولین بار چه کسی این قطعه را به من معرفی کرد. یا اولین بار کجا بود که شنیدمش. اما یک چیزی را مطمئنم. بی‌شک یکی از زیباترین آداجیو‌های ممکن است. البته باید بگویم که آداجیو نام قطعه نیست. وقتی واژه‌ی آداجیو بر اول قطعه‌ای گذاشته می‌شود تنها یک چیز را نشان می‌دهد؛ این که آن قطعه را باید با سرعت آرامی نواخت. این آداجیو که نام کامل آن Adagio of Spartacus and Phrygia است، اثری از آهنگساز ارمنی، آقای آرام خاچاطوریان است. ایشان در سال ۱۹۵۴ باله‌ای به نام اسپارتاکوس نوشت. تعداد کارهایی که از خاچاطوریان شنیدم، از انگشتان دو دست فراتر نمی‌رود ولی به جرئت می‌توانم بگویم که این قطعه، از نظر من، زیباترین آن‌هاست. این باله، قسمتی به نام Adagio of Spartacus and Phrygia دارد. Phrygia همسر اسپارتاکوس است. این آداجیو، شادیِ آزادی است. شادیِ آزادی زنان برده. اسپارتاکوس و همسرش، به خاطر آزادی زنان برده، خوشحال هستند…

ادامه مطلب

دعوت به شنیدن (۳): مهتاب از دبوسی

دعوت به شنیدن (۳): مهتاب از دبوسی 150 150 امیرمحمد قربانی

آخرین چیزی که گوش دادم، آهنگی بود به اسم کلیر دو لون. اثر دبوسی بود. این نز‌دیک‌ترین بازنمایی فضا بود که تا آن موقع شنیده بودم و آن‌جا ایستاده بودم، وسط اتاق، خشک شده از این شوک که یک انسان توانسته چنین صدای زیبایی خلق کند. زیبایی‌اش مرا به وحشت انداخت. از کتاب انسان‌ها – نوشته‌ی مت هیگ   در مورد کتاب انسان‌ها در پست قبل نوشتم. در قسمتی از کتاب، این موجود بی‌نام دوست‌داشتنی، به موسیقی گوش می‌دهد. یکی از این قطعات، قطعه‌ی مهتاب از دبوسی بود. توصیف بالا، توصیف او از قطعه‌ی مهتاب است.   وقتی آن را گوش دادم، همان ۱۰ میزان اول کافی بود که با کشش فوق‌العاده‌ای جذب قطعه شوم. نت آن را دانلود کرده و به سراغ پیانو رفتم. پشت پیانو نشستم. نت را جلویم گذاشتم. آکورد‌های قطعه را امتحان کرد. حرکات بین نت‌ها را امتحان کردم. از انتخاب آکورد‌هایش، از طرز حرکتش بین…

ادامه مطلب

دعوت به شنیدن (۲): فردریک شوپن – پرلود شماره ۴

دعوت به شنیدن (۲): فردریک شوپن – پرلود شماره ۴ 150 150 امیرمحمد قربانی

پرلود بسط و گسترش منطقی یک احساس و ادراک ناب موسیقایی است: حزنی دل‌انگیز شور عشق احساسات قهرمان‌گونه و رویایی اضطراب ترس و حس‌های دیگر. به نظرم، شوپن را می‌توان از برترین پرلود نویسان بر شمرد. شاید به جرئت بتوانم بگویم که پرلود‌های شوپن، بی‌نظیر‌ترین مجموعه‌ی پرلود‌ها هستند. شوپن، این نوازنده‌ی بزرگ پیانو، سراسر دنیای هنری خود را در دنیای کوچک پرلود‌ها جمع کرده است. پرلود‌های شوپن، موسیقی لحظات هست. این قطعات را شوپن متناوبا در لحظات قرار و بی‌قراری ساخته است. به قول شومان، هر یک از این ۲۴ پرلود، ظرافت و درخشندگی خود را دارد. حدود سه سال پیش بود که برای اولین بار پرلود شماره‌ی ۴ شوپن را شنیدم. دفعه‌ی اول، نمی‌دانم چند بار بر روی پلی کلیک کردم. بارها و بارها این موسیقیِ دو دقیقه‌ای تکرار شد. مرا در خود غرق کرد. مرا از خود پُر کرد. پس از آن، این موسیقی عجیب، همدم من شد.…

ادامه مطلب

دعوت به شنیدن (۱): فردریک شوپن – کنسرتو پیانو شماره‌ ۲

دعوت به شنیدن (۱): فردریک شوپن – کنسرتو پیانو شماره‌ ۲ 150 150 امیرمحمد قربانی

پیش‌نوشت: مدت‌ها پیش پستی نوشته بودم و در آن گفته بودم که می‌خواهم خودم و بقیه را به شنیدن موسیقی دعوت کنم. در این راستا می‌خواهم مجموعه‌ای از پست‌ها را با نام دعوت به شنیدن شروع کنم. در هر کدام از آن‌ها یک قطعه را قرار می‌دهم و کمی در مورد آن می‌نویسم. در کنار این پست‌ها، نوشتن در مورد «چگونه شنیدن» را هم شروع می‌کنم. این پست اولین نوشته از مجموعه‌ی دعوت به شنیدن خواهد بود.

ادامه مطلب

در یک بازار ایرانی

در یک بازار ایرانی 150 150 امیرمحمد قربانی

کاروان وارد بازار می‌شود. صدای فقرا به گوش می‌رسد که تقاضای بخشش و کمک می‌کنند. تخت شاهدخت بر دوش خادمانش است. شاهدخت می‌خواهد که تردست‌ها و مارگیر‌ها را تماشا کند. لحظه‌ای دستور می‌دهد تا صبر کنند. پادشاه در حال عبور از بازار است. صدای فقرا بلند‌تر می‌شود و عاجزانه تقاضای بخشش دارند. کاروان می‌خواهد سفرش را ادامه دهد که ناگهان مجذوب صدایی می‌شود. صدایی که از مناره به گوش می‌رسد و مردم را به ستایش پروردگار فرا می‌خواند:   http://amirmghorbani.com/wp-content/uploads/2017/09/In-a-Persian-Market.mp4   آلبرت کتل‌بی، آهنگساز انگلیسی، این قطعه را در سال ۱۹۲۰ نوشته است. نام قطعه In a Persian Market یا در یک بازار ایرانی است.   شاید خواستید که قطعه را کامل بشنوید. قسمت‌های ابتدایی آن نیز مجذوب کننده است. آهنگساز، ورود پادشاه را با اضافه کردن صدای ترومپت، به زیبایی به موسیقی درآورده است. این لینک اجرای کامل این قطعه، توسط ارکستری است که در بالا مشاهده کردید. اجرا…

ادامه مطلب

دعوت به شنیدن موسیقی

دعوت به شنیدن موسیقی 150 150 امیرمحمد قربانی

موسیقی به درستی به ما معرفی نشده است. هیچ وقت کسی برای‌مان آن را توضیح نداده است. به جایی رسیده‌ایم که گوش دادن موسیقی کلاسیک و سنتی، که هر دو به غلط نام‌گذاری شده‌اند، محدود به عده‌ای خاص است. عده‌ای خاص فقط آن را با تمام وجود گوش می‌دهند. حق هم دارند. اصلا این دو را نمی‌شناسند که بخواهند آن را گوش دهند. باید چیزی را بشناسیم تا از آن خوشمان بیاید. از بخت خوش من بود که مادر و پدرم، مرا در این مسیر فرستادند. دنیایی بزرگ، عجیب و کم‌شناخته برای مخاطب ایرانی. در منزل ما کسی موسیقی کلاسیک گوش نمی‌داد. نزدیک‌ترین چیز به موسیقی کلاسیک، کاست‌هایی از ریچارد کلایدرمن بود. موسیقی سنتی ایران نیز به مقداری کم. تصنیف‌ها بود ولی آواز‌ها و … نه. مسیر موسیقی‌ام را خودم پیدا کردم. خودم این راه را رفتم. کسی نمی‌تواند به من ایراد بگیرد که تو موسیقی‌های دیگر را گوش‌نداده‌ای. بیشتر را…

ادامه مطلب

محمد‌رضا لطفی

محمد‌رضا لطفی 150 150 امیرمحمد قربانی

قبلا نوشته‌ام که انسان‌هایی در زندگی من بوده‌اند که بر مسیر زندگی من تأثیرات زیادی گذاشته‌اند. لطفی را هیچ‌وقت ندیدم. دروغ نگویم، قبل از فوتش اصلا به اندازه‌ای که الان شناخت دارم، او را نمی‌شناختم. اما تأثیرات او همیشه باقی می‌ماند. مسیر آشنایی من با موسیقی ایرانی با لطفی شروع شد. آشنا شدن با لطفی، انسان‌هایی را در مسیر زندگی من قرار داد که نمی‌توانم تصور کنم که بدون آن‌ها، زندگی من چطور می‌بود. این اولین پستی است که در مورد او می‌نویسم. در این پست می‌خواهم ثانیه‌هایی از آخرین قطعه‌ای که از او گوش دادم را بگذارم. بداهه‌ای در ابوعطا. با کمانچه. http://amirmghorbani.com/wp-content/uploads/2017/02/lotfi.mp4

ادامه مطلب

مارش عزا

مارش عزا 150 150 امیرمحمد قربانی

مرگ از ملزومات انسان بودن است (حداقل تا به الان و حداقل برای کسانی که با پایین آوردن دما خود را برای نسل آینده حفظ نکرده‌اند که به آن سرمازیستی می‌گویند.). ولی ما انسان‌ها با آن راحت کنار نیامده‌ایم. یکی از مواردی که به ما کمک می‌کند با رنج و اندوه آن کنار بیاییم، موسیقی است. بسیار موسیقی در مورد مرگ – سطحی و عمیق – نوشته شده است. من مارش عزای شوپن را به خیلی از آن‌ها ترجیح می‌دهم و حداقل الان در بین این موسیقی‌هایی که در مورد مرگ نوشته شده و گوش داده‌ام، برایم از بهترین‌ها است. الان نمی‌خواهم در مورد این قطعه بنویسم که چه حسی به آن دارم. فقط دوست داشتم آن را در این‌جا بگذارم. این اجرای Michelangeli است. بشنویم قسمتی از سونات دوم شوپن را که مارش عزا هم جزیی از این سونات است. http://amirmghorbani.com/wp-content/uploads/2017/01/videoplayback.mp4   پی‌نوشت: راستش این را برای یکی از…

ادامه مطلب