کمی در مورد علاقه‌ام به پزشکی (۲)

در نوشته‌ی قبلی، تا این‌جا نوشتم که چه شد که به پزشکی علاقه‌مند شدم. عاشق دوران علوم پایه بودم. کمک‌ام می‌کرد تا بتوانم این ارتباطات قسمت‌های مختلف، دلایلِ علامت‌های یک بیماری، طرز رفتار بدن انسان در هنگام سلامت، چگونگی رفتار بدن با بیگانگان و ... را بفهمم. کمک‌ام می‌کرد که بتوانم…

Continue Reading

لحظه‌نگار: خودم

اولین روز برگشت به شیراز بود. ۱۳ فروردین ۱۳۹۶. محمدعلی از چند شب قبلش گفته بود که بریم حافظیه. محمدعلی اولین دوست من تو شیراز بود. تخت پایینی من تو خوابگاه بود. دوستی‌ای که بهمن ماه ۱۳۹۲ شروع شد و هنوز ادامه دارد. از علایق محمدعلی عکاسی است و آرامشش را…

Continue Reading

کمی در مورد علاقه‌ام به پزشکی

این پست، نوشته‌ای است برای خودم که یادم نرود که چرا به سراغ پزشکی رفتم. سال اول دبیرستان بودم. یک عده، رشته‌هاى مهندسی را دوست داشتند و به سراغ ریاضی می‌رفتند. یک عده نیز پزشکی، داروسازی و یا دندان‌پزشکی را دوست داشته و به سراغ تجربی می‌آمدند. عده‌ای نیز بودند که پزشکی…

Continue Reading
Close Menu