گفت‌‌و‌گو‌ – در‌باره‌ی خواب

استاندارد

لحظه‌نگار را از پست قبل شروع کردم. حال، می‌خواهم سلسله پست‌هایی را شروع کنم و در آن، قسمتی از گفت‌و‌گو‌هایی با دوستانم را که به نظرم جالب است، بنویسم. نمی‌خواهم این ‌گفت‌و‌گو‌ها در میان انبوه پیام‌های مسنجر‌های گوناگون، گم شوند. قبلا این گفت‌وگو‌ها را در تلگرام برای خودم می‌فرستادم. ولی حال که مشغول مهاجرت از تلگرام و کانال‌ها و گروه‌هایش به سمت سایت‌نویسی هستم، این قسمت را نیز در این‌جا می‌آورم.

این پست‌ها را با عنوان گفت‌و‌گو با دوست می‌نویسم.

من اجباری بودنِ این میزان خواب را دوست ندارم. در اوایل به دنبال راه‌حل‌هایی می‌گشتم که خوابم را کم کنم. مشکلم را کمبود زمان می‌دیدم. این طور نبود که در ساعت بیداری به کاری که می‌خواهم نرسم؛ معمولا به میزان قابل قبولی از برنامه‌ریزی‌ام می‌رسیدم. اما به این فکر می‌کردم که اگر بتوانم بیشتر بیدار بمانم -درحالی که سرحال باشم- چقدر کار بیشتری می‌توانم انجام بدهم. البته اگر بخواهم کاملا صادق باشم، بار‌هایی (نه‌چندان کم) بوده است که به خاطر نرسیدن به کارم بیدار مانده‌ام.

تا مدتی دیدم به این شکل بود. به دنبال راه حل می‌گشتم. در مورد خواب polyphasic می‌خواندم. این که به جای یک خواب ۸ ساعته، ۶ چرت ۲۰ دقیقه‌ای داشته باشم. استفاده‌ی زیادی از قهوه داشتم – و البته دارم – و سعی می‌کردم به کمک کافئین بیدار بمانم. انواع آلارم‌های هوشمند را امتحان می‌کردم. یکی از تو سوال ریاضی می‌پرسید، یکی می‌خواست که تلفن را ۳۰ ثانیه تکان بدهی، برای یکی باید دو دور به خود می‌چرخیدی و …

به آن چیزی که خودم می‌خواستم، حتی نزدیک هم نشدم. دروغ نگویم برای خواب polyphasic تلاشی هم نکردم؛ از تاثیراتش بر بدن، خوب آگاه نبودم. ولی به طور کلی، اطرافیانم می‌گویند که خوابم کم است. تصمیم گرفتم مدیریتم بر همین میزان بیداری را بهتر کنم. روز‌هایی بود که عملا هیچ کار خاصی نمی‌کردم. به بطالت می‌گذشت. جدا از این، ساعت‌هایی در طول روز بودند که صرف کا‌رهایی هم‌چون رفت و آمد می‌شد.

به قول محمد‌رضا (رادیو متمم – مدیریت زمان): ما باید یاد بگیریم که چگونه زمان خود را مدیریت کنیم. نه این که چطور زمانی را که نمی‌توانیم مدیریت کنیم، افزایش دهیم. این درست همانند کارگری می‌شود که برای افزایش درآمد، به جای ارتقای سطح خود، ساعات کاری‌اش را زیاد می‌کند.

به این نتیجه رسیدم که شاید اصلا نیازی به کم کردن ساعت خواب نباشد. مدیریت‌ام اشکال دارد. اقداماتی که در این راستا انجام دادم، هنوز ادامه دارد. آخرین کاری که انجام دادم، آزمایش سم‌زدایی سه روزه بود که ببینم نتیجه‌ش چه می‌شود. این که چه کرده‌ام را بعدا می‌نویسم.

با یکی از دوستانم در مورد خواب صحبت می‌کردیم که این حرف را گفت:

خواب که خوبه؛ فقط حیف که وقت می‌گیره!

داشتن دوستانی که پیشامد‌ها را به تو متفاوت نشان می‌دهند، نصیب هر کس نمی‌شود!

شاید بد فکری نباشد که این اجبار فیزیولوژیک را دوست داشته باشم؛ ولی همواره به خاطر داشته باشم که به تاخیر انداختن لذت، از گام‌های اولیه در رسیدن به هدف است.