روز‌نوشته‌ها

چند نکته در مورد ریتالین و دوپینگ با آن

چند نکته در مورد ریتالین و دوپینگ با آن 150 150 امیرمحمد قربانی

بسته‌ی قرص را در دست می‌گیری. قرص سفید کوچک را در میاوری. به آن نگاه می‌کنی و به امتحانت فکر می‌کنی. به این که از بقیه عقب‌تر هستی. به این که نمی‌توانی به اندازه‌ی دوستانت درس بخوانی. به این که آن‌ها قبول می‌شوند و تو درجا خواهی زد. چشمانت را می‌بندی. تصمیم‌ات را می‌گیری. به سرعت دستت را به سمت دهانت می‌آوری و قرص را می‌خوری و جرعه‌ای کوچک از آب، آن را همراهی می‌کند. قرص سفید با آن خط در وسطش که می‌گوید می‌توانی مرا نصف کنی، در دستگاه گوارش تو کوچک و کوچک‌تر می‌شود. تا آن‌جا که دیگر…

ادامه مطلب

تو مشغول مردن‌ات بودی

تو مشغول مردن‌ات بودی 150 150 امیرمحمد قربانی

فرشید آذرنگ / خانواده، ۱۳۸۴   تصویر انتخاب شده که در کتاب، همراه با شعر مردن‌ات از مارک استرند بود. در کتاب، تصویر در انتهای شعر آمده است. اما تصمیم گرفتم که نخست تصویر را بگذارم و بعد شعر را. کمک می‌کند که فضای ذهنی را برای این شعر، آماده کنیم. مردن‌ات مارک استرند   هیچ‌چیز جلودارت نبود نه لحظه‌های خوش. نه آرامش. نه دریای مواج. تو مشغول مردن‌ات بودی. نه درختانی که به زیرشان قدم می‌زدی، نه درختانی که سایه‌سارت بودند. نه پزشکی که بیم‌ات می‌داد، نه پزشک جوان سپیدمویی که یک‌بار جان‌ات را نجات داد. تو مشغول مردن‌ات…

ادامه مطلب

توران خانم

توران خانم 150 150 امیرمحمد قربانی

پیش‌نوشت: پراکنده است و با عجله نوشته شده است؛ چون می‌بایست امروز Publish می‌شد. بابت این موضوع عذر می‌خواهم.   ۲۶ خرداد تولد توران میرهادی بود. تا همین چند وقت پیش، حتی اسم ایشان را نشنیده بودم. توران خانم را نمی‌شناختم. نمی‌دانستم کیست و چه کرده است. اسم توران خانم را اولین بار در نوشته‌های یلدا (ابتهاج) دیدم و آن‌جا (کانال تلگرام یلدا) بود که با توران میرهادی آشنا شدم.   توران خانم کیست؟ او چه کرد؟ نام او با کودکستان و مدرسه‌ی فرهاد گره خورده است. مدرسه‌ای با شیوه‌ی آموزشی تازه. مدرسه‌ای که سال‌هاست تعطیل شد و هم‌چنان جای…

ادامه مطلب

دوش گرفتن: قبل از خواب یا پس از بیدار شدن؟

دوش گرفتن: قبل از خواب یا پس از بیدار شدن؟ 150 150 امیرمحمد قربانی

انتخاب‌های ما مهم‌اند. می‌توانید امروز تصمیم‌هایی بگیرید که فردا به شما انرژی بیشتری می‌بخشند. انتخاب‌های صحیح با گذر زمان به نحوی قابل توجه شانس شما را برای برخورداری از یک زندگی طولانی و سالم افزایش می‌دهند. مشکل این‌جاست که شما خطراتی که تصمیم‌های کوچک روزمره ایجاد می‌کنند، در لحظه‌ی حال نمی‌بینید. شما فوریتی احساس نمی‌کنید که رژیم غذایی‌تان را تغییر دهید تا زمانی که به دنبال سال‌ها مصرف غذاهای سرخ‌کرده، قند و گوشت‌های فراوری شده در سن ۶۰ سالگی دچار حمله‌ی قلبی شوید. تصمیم‌های کوچک همه‌چیز را عوض می‌کنند. انتخابِ گزینه‌های بهتر، کار می‌برد. به این منظور، باید هر روز…

ادامه مطلب

بیگانگی در دوگانگی

بیگانگی در دوگانگی 150 150 امیرمحمد قربانی

  بر فراز آن بلندی، سنتوری ایستاده بود. نیمی اسب، نیمی انسان. سم‌هایش، همانند سم یک اسب؛ قدرتش، همانند قدرت یک اسب؛ غرورش، همانند غرور یک اسب؛ اما اشک‌هایش، همانند اشک‌های آدمی.   بر فراز بلندی، سنتور در رفت و آمد است، چرخی به دور کوه می‌زند و باز می‌گردد. با دنیای رویایی، فاصله‌ها داشت ولی از دنیای آدمی کمی فراتر رفته است.   یک بار، سنتور عاشق مادیانی شد که همراه با او به همه‌جا می‌تاخت. می‌دویدند و دشت‌ها را درمی‌نَوَردیدند سنتور و مادیان وحشی.   پس از دویدن و درنَوَردیدن آن‌ها آرام و ساکت در گوشه‌ای ایستادند. اما…

ادامه مطلب

ضیافتی به سبک متمم

ضیافتی به سبک متمم 150 150 امیرمحمد قربانی

داشتم فکر می‌کردم که داستان گردهمایی متمم را چگونه شروع کنم. یادم آمد که میچ البوم، کتابِ در بهشت پنج نفرمنتظر شما هستند را از انتها شروع می‌کند. عجیب است. کتابی که از پایان آغاز می‌شود. او می‌گوید: اما هر پایانی، آغازی هم هست. فقط آن لحظه این را نمی‌دانیم. میچ البوم من هم داستان گردهمایی را از انتها شروع می‌کنم:   ۷. قسمت آخر: — سلام مامان اون آقا کیه؟ — محمدرضا شعبانعلی. — مامان محمدرضا کیه؟ همکلاسی یا دکتره؟ — نه دکتره، نه همکلاسی. یه جورایی معلمم هست. — معلم چی مامان؟ پسرم خیلی مواظب باش. به هر…

ادامه مطلب
lili golestan

لیلی گلستان و طلبکاری اجتماعی جوان‌ها

لیلی گلستان و طلبکاری اجتماعی جوان‌ها 850 478 امیرمحمد قربانی

امروز، سخنرانی لیلی گلستان در TEDx تهران را دیدم. راستش، نمی‌شناختمش. تنها شناختم از او به عنوان یک مترجم بود و این که دختر ابراهیم گلستان است. ترجمه‌ای از او را می‌خواستم بخوانم که هنوز وقت نکرده‌ام و البته کتاب را هم هنوز تهیه نکرده‌ام. تیستوی سبز انگشتی. حرف‌هایش دل‌نشین است. تأمل برانگیز است. بی آلایش است. ساده است. و دوست‌داشتنی است. در آخر، حرف‌هایی را می‌زند که آن‌ها را برای خودم در این‌جا می‌نویسم. می‌خواهم که آن‌ها یادم نرود: من جوان‌ها را می‌بینم که این‌قدر ناامید و مأیوس هستند، هیچی را حل نمی‌کنند و فقط غر می‌زنند… این غر…

ادامه مطلب

آنتی‌بیوتیک به مثابه آبنبات

آنتی‌بیوتیک به مثابه آبنبات 150 150 امیرمحمد قربانی

خیلی وقت بود که دلم می‌خواست چنین پستی بنویسم. نمی‌دانم چرا این‌قدر تعلل کردم. چند روزی هم بود که نوشتنش را شروع کردم و این نوشته در قسمت Draft بود. دیروز با یکی از اساتید عفونی کلاس داشتیم. کلاس در مورد آنتی‌بیوتیک تراپی بود. فکر کنم فرصت مناسبی است این نوشته را کامل کنم. قبل از شروع: من منظورم از آنتی‌بیوتیک، داروهای ضد باکتری هستند. Antibacterial ها. آنتی‌بیوتیک، تعریف جامع و دقیق‌تری دارد. ولی در این نوشته، منظور از آن، داروهای ضد باکتری‌ها هستند. هر دفعه که مصرف خودسر آنتی‌بیوتیک را می‌بینم، دو حس در من شکل می‌گیرد. اولی ترس…

ادامه مطلب

لحظه نگار: آیریس

لحظه نگار: آیریس 150 150 امیرمحمد قربانی

تا حالا تجربه داشتید که به شما بگویند که: برای کادوی تولدت باید پول بدی؟ آیریس، کادوی تولد پارسال من بود که از خودم هم برای خرید آن دانگ گرفتند! و ۵۰ درصد از سهام آن را داشتم. ۵۰ درصد سهام، برای مسعود بود! آیریس، سومین تجربه‌‌ام در این زمینه، در دوران دانشجویی بود. اولین تجربه، خِپِل بود. دومین تجربه، پانی بود. سومین تجربه، آیریس (Iris) بود. آیریس معانی مختلفی دارد. رنگ چشم را آیریس مشخص می‌کند. یک خدای یونانی است. یک گیاه است. یک حشره است و … این اسم را خودم انتخاب کردم. هر چند هیچ علاقه‌ای به تخصص…

ادامه مطلب

سایه

سایه 150 150 امیرمحمد قربانی

تولد هوشنگ ابتهاج نزدیک است. چیزی نمانده است. امشب به سراغ تاسیان و سیاه مشق رفتم. دلم می‌خواست که سایه بخوانم. به یاد بال در بال افتادم. قسمتی از آن را این‌جا می‌گذارم. کلام من بس است. به سایه گوش دهیم. http://amirmghorbani.com/wp-content/uploads/2017/02/bal-dar-bal.mp4 پی‌نوشت: نام این شعر که در پایان کنسرت بال در بال خوانده شد، زندگی است. آن را در سایعت شعر نو می‌توانید بخوانید.

ادامه مطلب