حس‌ها و هیجان‌ها

برای شناختن‌شان: تورشلُس‌پانیک

با صدای پرنده‌ها بیدار شده‌ام. پرتوهای طلایی-قرمز-نارنجی از درزهای پنجره‌ی چوبیِ دیوارِ سنگی، به داخل اتاقم می‌آید. چند شبانه‌روز بی‌وقفه باران شدیدی می‌بارید. نمی‌توانستم از کلبه‌ام خارج شوم. امروز اما، بالاخره می‌توانم بیرون رفته و کمی قدم بزنم. صورت و دست‌هایم را می‌شویم. لقمه‌ای نان به دست گرفته و از …

ادامه‌ی مطلب

برای شناختن‌شان: کائوکوکایپو

تا امروز، هنگامی که نام فنلاند را می‌شنیدم، تنها یک تصویر به ذهنم می‌آمد. سبیلیوس. آن آهنگساز که سال‌ها نوید آزادی داد و برای آزادی موسیقی ساخت و به آزادی کشورش کمک کرد. اما از امروز، دیگر فنلاند را تنها با سبیلیوس نمی‌شناسم. یک واژه را می‌خواهم از زبانشان وام …

ادامه‌ی مطلب