ادبیات

تحمل خواندن یک شعر بلند – اسماعیل

نزدیک نوروز است و اواخر دوران پزشکی عمومی‌ام. اگر چند ماهی مرخصی نگرفته بودم، الان تمام شده بود. احتمالا آخرین سالی هست که نوروز را در شیراز خواهم بود و این باعث می‌شود یک حس ویژه برای نوروز امسال داشته باشم. چند روز گذشته، با هر تلنگری و هر بهانه‌ای، …

ادامه‌ی مطلب

با سایه – شعرخوانی ۹ شهریور ۹۹ | می‌بینم…

سایه شعرخوانی ۹ شهریور

چند ساعتی است از سفر فشرده‌ی یک روزه برگشته‌ام. خسته‌ام؛ اما، نمی‌دانم چرا خوابم نمی‌برد. به یاد شعرخوانیِ ۹ شهریور ۹۹ هوشنگ ابتهاج (سایه) افتادم. به سراغش رفتم. به این لحظه‌ی آخر رسید. بارها و بارها نگاهش کردم. چشمان سایه را. این تصویرِ آینده را. می‌بینمآن شکفتنِ شادی راپروازِ بلندِ …

ادامه‌ی مطلب