خاطرات بخش: شکار اختاپوس – تاکوتسوبو 150 150 امیرمحمد قربانی

خاطرات بخش: شکار اختاپوس – تاکوتسوبو

در راهروی خوابگاه کسی را ندیدم. به اتاقی که صبح نامم را بر قطعه‌ای دستمال کاغذی نوشته و روی تخت گذاشته بودم، رفتم. در اتاق هم، کسی نبود. عقربه‌ی کوچک ساعت در حال نزدیک شدن به یک بود. کارهایم را انجام داده بودم. به سراغ دوباره‌خوانی یکی از کتاب‌هایم می‌خواستم بروم. یکی از دوستانم نسخه‌ی…

ادامه مطلب
خاطرات بخش: The Show Must Go On 150 150 امیرمحمد قربانی

خاطرات بخش: The Show Must Go On

بیپ بیپ بیپ. سکوت. کسی بیدار نیست. کسی حرف نمی‌زند. بیپ بیپ بیپ. دوباره چند ثانیه بعد، از بلند‌گویِ قلبِ چندین بیمار، این ریتم سه ضربی به گوش می‌خورد. حدود ۴ صبح است. کارهایم را انجام دادم. شرح حال را از بیماران جدید گرفتم. چند سوال از آن‌ها داشتم و چند معاینه‌ی کوچک باقی مانده…

ادامه مطلب
برای دانشجویان پزشکی: چه مطالبی را از رفرنس بخوانم؟ 150 150 امیرمحمد قربانی

برای دانشجویان پزشکی: چه مطالبی را از رفرنس بخوانم؟

توضیح نخست: من نه زیاد می‌دانم و نه زیاد می‌خوانم و نه این راه را تا انتها پیموده‌ام. در این جاده، هنوز همان اوایل راه هستم. هنوز مشغول تماشای اطراف هستم. بر سر دوراهی‌ها درنگ می‌کنم و برخی اوقات، – حتی برای روزها – صبر می‌کنم تا یک جاده را در این راه انتخاب کنم.…

ادامه مطلب
خاطرات بخش: دست‌های تو با من آشناست 150 150 امیرمحمد قربانی

خاطرات بخش: دست‌های تو با من آشناست

روزهای تابستانی مرداد را در اتفاقات گوش، حلق و بینی (ENT) در بیمارستان خلیلی می‌گذرانم. اتفاقاتی که اگر روزی معمولی باشد، حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ مریض دارد. شنبه، ۱۳ مرداد، کشیک داشتم. از همان ابتدای صبح، بیمارها و بیماری‌ها در پشت در اتاق معاینه صف کشیده بودند. نسبت به کشیک قبلی شلوغ‌تر بود و تا…

ادامه مطلب
برای کنکوری‌ها (۲): انتخاب رشته و پزشکی – علاقه، خستگی و بی‌انگیزگی، استعداد‌ 150 150 امیرمحمد قربانی

برای کنکوری‌ها (۲): انتخاب رشته و پزشکی – علاقه، خستگی و بی‌انگیزگی، استعداد‌

پیش‌نوشت: کمی طولانی است. قستمی تکراری است. تاحدی پراکنده است. زیادی آلوده به مدل ذهنی من است. ممکن است از نظر دیگر دانشجویان پزشکی یا پزشکان یا اساتید درست نباشد. آن‌ها را با این دید بخوانید که صرفا نظر یک نفر دیگر را بدانید؛ شاید کمکی باشد برای انتخاب مسیر آینده و پاسخی باشد برای برخی…

ادامه مطلب
تو مشغول مردن‌ات بودی 150 150 امیرمحمد قربانی

تو مشغول مردن‌ات بودی

فرشید آذرنگ / خانواده، ۱۳۸۴   تصویر انتخاب شده که در کتاب، همراه با شعر مردن‌ات از مارک استرند بود. در کتاب، تصویر در انتهای شعر آمده است. اما تصمیم گرفتم که نخست تصویر را بگذارم و بعد شعر را. کمک می‌کند که فضای ذهنی را برای این شعر، آماده کنیم. مردن‌ات مارک استرند  …

ادامه مطلب
برای کنکوری‌ها (۱): مراحل تحصیل پزشکی 150 150 امیرمحمد قربانی

برای کنکوری‌ها (۱): مراحل تحصیل پزشکی

چند روزی هست که از کنکور ۹۷ می‌گذرد. تا چندی دیگر رتبه‌ها اعلام می‌شود و موقع انتخاب است. در پایان این ماجرا، تعدادی از این ششصد و چهل و دو هزار و دویست و بیست و هشت نفر وارد دانشگاه‌های علوم پزشکی شده و برخی از این افراد، رشته‌ی پزشکی را انتخاب کرده‌اند. آن سالی…

ادامه مطلب
اتفاقات اطفال 150 150 امیرمحمد قربانی

اتفاقات اطفال

پیش‌نوشت: حرف خاصی ندارم. صرفا برای این است که کم می‌نویسم و می‌خواهم خودم را به نوشتن متعهد کنم.   شاید این حرف از پل اکمن باشد. یادم نیست. مطمئن نیستم. این حرف که می‌گوید: هر داستان سه وجه دارد: آن‌طور که تو می‌گویی. آن‌طور که او می‌گوید. آن‌طور که واقعا روی داده است. بدیهی…

ادامه مطلب
توران خانم 150 150 امیرمحمد قربانی

توران خانم

پیش‌نوشت: پراکنده است و با عجله نوشته شده است؛ چون می‌بایست امروز Publish می‌شد. بابت این موضوع عذر می‌خواهم.   ۲۶ خرداد تولد توران میرهادی بود. تا همین چند وقت پیش، حتی اسم ایشان را نشنیده بودم. توران خانم را نمی‌شناختم. نمی‌دانستم کیست و چه کرده است. اسم توران خانم را اولین بار در نوشته‌های…

ادامه مطلب
تمرینی برای محک زدنِ Empathy خود 150 150 امیرمحمد قربانی

تمرینی برای محک زدنِ Empathy خود

همیشه تلاش کرده‌ام که احساسات بیمارانم و همراهان آن‌ها را درک کنم. وقتی از بیماری خود می‌گویند. وقتی از نداری خود می‌گویند. وقتی از مشکلات‌شان می‌گویند. وقتی از دغدغه‌هایشان می‌گویند و وقتی از خودشان می‌گویند. همیشه کار راحتی نیست. گاهی حرف‌هایشان احمقانه به نظر می‌رسد و گاهی زیادی متعصبانه. گاهی باعث می‌شود درمانده شوم و…

ادامه مطلب