لحظه‌نگار: خودم

لحظه‌نگار: خودم

لحظه‌نگار: خودم 150 150 امیرمحمد قربانی
۵ (۱۰۰%) ۲ votes

اولین روز برگشت به شیراز بود. ۱۳ فروردین ۱۳۹۶. محمدعلی از چند شب قبلش گفته بود که بریم حافظیه.

محمدعلی اولین دوست من تو شیراز بود. تخت پایینی من تو خوابگاه بود. دوستی‌ای که بهمن ماه ۱۳۹۲ شروع شد و هنوز ادامه دارد.

از علایق محمدعلی عکاسی است و آرامشش را در عکاسی پیدا کرده است.

عکس‌های محمدعلی را خیلی دوست دارم. تا الان دو تا از عکس‌هایش را به من هدیه داده است. که همیشه در اتاق و در کنار کتاب‌هایم هستند و آن‌ها را نگاه می‌کنم.

عکس زیر را نیز محمدعلی از من گرفته است.

 

 

پی‌نوشت: شایان من عذر می‌خوام. این موقع، همون وقتى بود که براى چند لحظه از پیش ما رفتى. عکس خوب رو از دست دادى ?

۳ دیدگاه
  • سلام خسته نباشید
    من سال دوازدهم تجربی هستم و عاشق بخش نوزادان هستم ولی توی این مدت با هر پزشکی که صحبت کردم بسیار دل سرد شدم درسته که هر کاری سختی های خودش رو داره ولی واقعا سختی های پزشکی تا این حد طاقت فرساست و همه چیز رو از آدم میگیره
    خواهشا نظرتون رو بگید
    بی نهایت سپاس گذارم

  • سلام خسته نباشید
    من سال دوازدهم تجربی هستم و عاشق بخش نوزادان هستم ولی توی این مدت با هر پزشکی که صحبت کردم بسیار دل سرد شدم درسته که هر کاری سختی های خودش رو داره ولی واقعا سختی های پزشکی تا این حد طاقت فرساست و همه چیز رو از آدم میگیره؟